|
|
| بالا رفتن آب دریاها و تهدید جان یک میلیارد انسان | |
|
|
تحقیقات نشان میدهد بیش از یك میلیارد نفر از جمعیت جهان در مناطق پست زندگی میكنند به گزارش پایگاه اینترنتی رویترز، دانشمندان روشهای جدید نقشهبرداری ابداع كردهاند كه وسعت سرزمینها و شمار انسانهایی را كه در اثر بالا آمدن سریع سطح آب دریاها به دنبال توفان یا زلزله، متحمل آسیب خواهند شد مشخص میكند. "یی. لین یوزری" سرپرست این تحقیق میگوید یك چهارم جمعیت جهان در مناطقی در ارتفاعی كمتر از ۳۰متر بالاتر از سطح دریا زندگی میكنند. در فاجعه سونامی سه سال پیش كه در نتیجه آن روستاهای حاشیه اقیانوس هند ویران شد و ۲۳۰هزار كشته برجا ماند نیز سطح آب دریا همین میزان بالا آمد. یوزری در اجلاس انجمن جغرافی دانان آمریكا گفت این بررسی نوع سرزمینهایی را كه در معرض خطر چنین بلایایی هستند مشخص میكند. این محققان دریافتند بالا آمدن سطح آب دریاها به میزان ۳۰متر، ۹/۵ میلیون كیلومتر مربع زمین را در سراسر جهان زیر آب میبرد. بالا آمدن آب دریاها به میزان ۴/۸متر، بر زندگی ۶۶۹میلیون انسان تاثیر میگذارد و ۵میلیون كیلومتر مربع زمین نابود میشود. سطح آب دریاها در حال حاضر یك تا ۲میلیمتر در سال افزایش مییابد كه این امر امكان بروز فاجعه ناگهانی را غیرمحتمل میسازد. ده هزار سال قبل به دنبال متلاشی شدن صفحههای یخ قارهای، سطح آب دریاها طی ۵۰۰سال ، كه دوره نسبتا كوتاهی است، ۲۰متر بالا آمد. با نگاهی به اطلاعات تاریخی درمییابیم این اتفاق میتواند در دوره كوتاهی نیز رخ دهد. روش جدید نقشه برداری اطلاعاتی فراهم میكند كه پیشتر قابل دسترس نبود و ابزار بهتری برای آمادگی در برابر بلایای بالقوه در اختیار سیاستگذاران قرار میدهد. پژوهشگران میتوانند با بهرهگیری از رایانه میزان نابودی زمینها در اثر افزایش مقادیر گوناگون سطح آب دریا محاسبه كنند و محلهای آسیبپذیر را شناسایی نمایند. این محققان نرم افزار نقشهبرداری خود را تهیه كردند و اطلاعات سازمان زمین شناسی آمریكا در مورد جمعیت، پستی و بلندی و انواع مختلف را در آن وارد كردند. همین كار توسط كشورهای مختلف قابل انجام است تا طرحهای احتمالی خود را به اجرا درآورند. به گفته یوزری این نوع اطلاعات تاكنون دردسترس نبوده است. فاجعه سونامی در سال ۲۰۰۴و توفان كاترینا در سال ۲۰۰۵كه تاثیر ویرانگر بالا آمدن ناگهانی سطح آب دریاها بر ساكنان مناطق ساحلی را نشان دادو، انگیزه اجرای این طرح اعلام شده است. هرچند بسیاری از مردم مانند هلندیها یا مردمان سرزمینهای پست آسیا از خطر سیلاب آگاهند، اما بسیاری میزان خطر را نمیدانند. براساس پیش بینیها بالا آمدن سطح آب دریا در فلوریدا به میزان ۳۰ متر بخش اعظم این ناحیه را زیر آب فرومی برد. |
| بررسي امكان بارور سازي ابرها در شرايط اقليمي مختلف ايران | |
|
|
رييس پژوهشكده ملي اقليمشناسي گفت: پژوهشكده ملي اقليم شناسي، داراي سه گروه پژوهشي اقليم شناسي كاربردي، بلاياي جوي و تغيير اقليم فعال در زمينههاي مرتبط با مدل سازي اقليم و وضع هوا فعاليت ميكند. دكتر مجيد حبيبي نوخندان در گفتگو با ايسنا خاطر نشان كرد: از موضوعات پژوهشي در گروه اقليم شناسي كاربردي مي توان به نصب و اجراي مدلهاي پيش بيني منطقهيي وضع هوا، ايجاد سيستم رايانه خوشهيي پژوهشكده و تعديل آب و هوا با استفاده از بارورسازي ابرها در شرايط اقليمي مختلف ايران اشاره كرد. وي در توضيح فعاليتهاي انجام شده در گروه اقليمشناسي بلاياي جوي تصريح كرد: بررسي مديريت ريسك بلاياي اقليمي، خشكسالي، سيلاب، مدلهاي پيشبيني سيلاب، يخبندان و پديدههاي مخرب، تدوين اطلس بلاياي جوي اقليمي خراسان رضوي و هوا شناسي از مهمترين مسايل مورد بحث در اين گروه است. وي در ادامه افزود: مطالعه الگوي مصرف بهينه آب، طرح جامعه پايش عملكرد محصولات كشاورزي، طبقه بندي شاخصهاي اقليمي-كشاورزي و تاثير عوامل اقليمي- جوي بر آفات و بيماري هاي گياهي از ديگر فعاليت هاي گروه پژوهشي اقليم شناسي بلاياي جوي است. رييس مركز ملي اقليم شناسي در ادامه گفت: مهمترين فعاليتهاي گروه پژوهشي تغيير اقليم شامل اجراي مدلهاي پيشبيني اقليمي، مطالعه ديناميكي تغيير اقليم، اقليم معماري در بهينهسازي مصرف انرژي، تغيير بارش و تاثير آن بر عملكرد ديم، آلودگي هوا و پيش بيني بلند مدت اقليمي در پژوهشكده انجام شده است. وي در توضيح عملكرد واحد سنجش از دور اين مركز ياد آور شد: ايجاد بانك اطلاعات تخصصي در زمينه فعاليتهاي مرتبط با امور پژوهشي، برنامهريزي فعاليتهاي واحد IT و همچنين تعريف و راهاندازي واحد فناوري اطلاعات از فعاليتهاي اصلي اين مركز ميباشد. |
| جستجوی علت گرمای زمين در ابرها |
|
دانشمندان در حال بررسي دقيق ابرها در آسمان نقاط نزديک به قطب ها هستند تا بدين ترتيب به دانشمندان اعلام کردند مسئله مبهم که سالهاست ذهن آنها را مشغول ساخته است، وجود قطرات بسيار ريز آب در ابرهاست. درحالي که قطب شمال تنها در فاصله 685 مايلي مناطق مورد بررسي دانشمندان است، با اين حال برخلاف آنکه بايد اين ذرات آب يخ بزنند، مقادير قابل توجهي از آنها به شکل مايع هستند و اين مسئله ذهن دانشمندان را به شدت مشغول کرده است. اکنون اين گمان جدي در ميان دانشمندان شکل گرفته که گرمايش زمين تاثير غيرقابل انکاري در اين زمينه دارد. يکي از اين دانشمندان در آزمايشگاه تحقيقاتي سيستم هاي زميني در سازمان ملي اقيانوس شناسي و اتمسفريک آمريکا، گفت: جاي بسي تعجب دارد. ما متوجه شده ايم که ابرهاي منطقه قطب داراي حجم قابل توجهي از ذرات سرد اما مايع آب هستند در حالي که قاعدتا بايد يخ زده باشند. به گفته وي در برخي نقاط و درحالي که دماي محيط ابري منفي 22 درجه فارنهايت است، با اين حال اين ذرات به شکل مايع هستند. دانشمندان معتقدند که اين رويدادي عجيب بوده و مي تواند ناشناخته ترين علت در زمينه درک فرآيند گرم شدن زمين باشد. بر اساس گزارش آسوشيتدپرس، اين تحقيقات در حالي انجام مي شود که بر اساس گزارش اخير ناسا، سال 2005 گرم ترين سال براي زمين بوده است. |
| مغزه های یخی شاهدی برای تغییرات اقلیم زمین | |
|
به گفته دانشمندان مرکز مطالعات قطب جنوب کشور انگليس، جديدترين مغزه هاي حفاري شده در يخ هاي قطب جنوب شاهدي براي دانشمندان براي تغييرات اقليم کره زمين در طول زمان هستند.
به گزارش پایگاه ملی داده های علوم زمین، سن مغزه هاي يخي جديد به 800000 سال قبل برمي گردد که به طور قابل توجهي دانش ما را نسبت به اقليم گذشته زمين افزايش مي دهد.
|
| گرم شدن آب اقیانوسها میتواند به كوتاهشدن طول روز بینجامد | |
|
|
دانشمندان آلمانی میگویند، جابجایی حجم آب اقیانوسها كه بر اثر گرم شدن هوای جهان ایجاد شده است احتمالا بر چرخش زمین و طول روزها تاثیر میگذارد. به گزارش پایگاه ملی داده های علوم زمین به نقل از خبرگزاری یونایتدپرس،"فلیكس لاندرر" و همكارانش در "موسسه هواشناسی ماكس پلانك" در هامبورگ، پیشبینیهای انجام شده در زمینه اقیانوس كه در "چهارمین ارزیابی هیات بین دولتی در زمینه تغییر آب و هوا" گنجانده شده بود، مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. آنها گفتند بخش قابل توجهی از آب اقیانوسها میتواند از آبهای عمیق به مناطق كم آب منتقل شود زیرا گرمای روزافزونی كه اقیانوسها جذب میكنند ممكن است موجب افزایش سطح آب شود بنابراین جریان آب اقیانوس تغییر میكند و بر فشار ته اقیانوسها تاثیر میگذارد. این مدل محققان نشان میدهد كه تا پایان قرن بیست و دوم در نتیجه گرمای پیش بینی شده، توده آب به حدی جابجا میشود كه میتواند محور چرخش زمین را به نحوی تغییر دهد كه موجب كوتاه كردن طول روز به میزان تقریبا ۰/۱۲میلیثانیه شود. مجله "گزارشهای تحقیقات زمین شناسی" |
| چرا به مسافرتهای علمی اهمیت نمیدهیم؟ | |
|
|
می گویند طبیعت کارگاه بزرگ جغرافیاست، و برای مطالعه جغرافیا باید از نزدیک آن را مشاهده و مطالعه کرد. بنابراین کسانی که می خواهند جغرافیا خصوصا 'جغرافیای طبیعی' بیاموزند، باید از نزدیک با طبیعت آشنا شوند و آن را لمس کنند . چگونه می توان توقع داشت در حالي كه يك دانشجو هرگز یک عارضه طبیعی را ندیده است و فقط در كلاس درس جزئیات آن براي وي تشريح شده، آن را برای همیشه به یاد به یاد داشته باشد. آیا همین مشكل دلیلی بر ضعف علمی برخی دانشجویان جغرافیا نمی شود و احتمالا نیست؟ چرا در کشور ما تعداد سفرهای علمی حتی کوتاه مدت تا این حد کم است و دانشگاه های ما برای ترتیب دادن مسافرت های علمی آنچنان علاقه ای ندارند؟ |
| نکوداشت دانشمند برجسته جغرافیا دکتر محمد حسن گنجی | |
|
|
گرامیداشت دکتر محمد حسن گنجی استاد برجسته جغرافیا و اقلیم شناسی و دانشمند سال باعث افتخار این دانشکده و دانشگاه و نیز دانشجویان اقلیم شناسی که قدر پدر خود را بدانیم ... هر جا هستند سلامت باشند و سایه شان مستدام.
او از سال ۱۳۱۷ تا ۱۳۵۴ در خدمت دانشگاه تهران به تدریس اشتغال داشته و اول کسی بودهاست که جغرافیای نوین را وارد برنامههای دانشگاهی کردهاست. وی مراحل دانشگاهی را از دبیری تا معاونت دانشگاه طی کرده و در سال ۱۳۵۴ با اخذ درجه استادی ممتاز بازنشسته شدهاست. وی از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۷ مدیریت اداره کل هواشناسی را عهده دار بوده و در واقع بینانگذار سازمان هواشناسی ایران بودهاست. در همین سالها او ۴ سال ریاست منطقه آسیا را در سازمان هواشناسی عهده دار بوده و از همان سال رابطه خود را با همان سازمان حفظ کردهاست. وی چندین کتاب -از جمله اطلس اقلیمی ایران - و بیشتر از صد مقاله به زبانهای فارسی و انگلیسی منتشر ساخته و به همین مناسبت در سال جاری برنده جایزه ۲۰۰۱ سازمان هواشناسی جهانی شدهاست. [۱]
زندگینامهدکتر محمد حسن گنجی ، در ۲۱ خرداد سال ۱۲۹۱ شمسی در بیرجند به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در مدرسه شوکتیه بیرجند ، وارد دارالمعلمین عالی تهران شد و در رشته تاریخ و جغرافیا به اخذ درجه کارشناسی نائل گردید. سپس به عنوان دانشجوی برگزیده به اروپا اعزام شده و در دانشگاه ویکتوریا منچستر انگلستان به تحصیل ادامه داده و در سال ۱۳۱۷ شمسی , لیسانس تخصصی خود را در جغرافیا اخذ نمود. وی بار دیگر در سال ۱۳۳۱, با استفاده از بورس تحصیلی عازم آمریکا شد و دکتری خود را در رشته جغرافیا , از دانشگاه کلارک دریافت داشت . دکتر گنجی پس از بازکشت به ایران در دانشگاه تهران, مشغول به تدریس شد و با درجه استادی در سال ۱۳۵۸ بازنشسته گردید. با این حال وی هیچ گاه دست از کار نکشید و از سال ۱۳۶۴ با مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی, آغاز نمود. وی از سال ۱۳۷۰ به عنوان مشاور رئیس دانشکده علوم زمین با دانشگاه شهید بهشتی همکاری دارد.
والدین و انسابپدر وی , ابوتراب مدتها نایب الحکومه شهر قاین بود. افراد خانواده وی در خدمت امرای قاینات ( بیرجند ) یعنی خاندان علم بودند. پدرش به شغل کشارزی ، دامپروری اشتغال داشت. وی سه برادر و دو خواهر داشته که چهار نفر آنها در مدارس محلی بیرجند به تدریس اشتغال داشتند. در حال حاضر همه آنها به غیر از دو نفرشان از میان رفته اند. خاطرات و وقایع دوران تحصیلدکتر گنجی خود چنین میگوید: من با دبیری در دانشگاه تهران شروع کردم و بعد از ۱۳ سال استادیار این دانشگاه شدم ، اولین کسی بودم که با تحصیلات عالیه جغرافیا به ایران برگشتم و در سال دوم تأسیس دانشگاه تهران به همراه دو نفر از همکارانم رشته جغرافیا را پایه گذاری کردیم . بعد از ما شش نسل جغرافیدان در ایران تربیت شدهاست که من به نوعی پدربزرگ این جریان احساس میکنم . مدتی رئیس دانشکده و معاون دانشگاه تهران بودم در دوران بازنشتگی هم دانشگاه بیرجند را تأسیس کردم . قبل از انقلاب مدتی معاون پارلمانی وزارت راه بودم . پس از انقلاب در دوران جنگ ایران و عراق مشاور وزیر دفاع بودم حالا هم در دانشگاه شهید بهشتی مشاور دانشکده علوم زمین هستم و دو دانشجوی دکتری دارم ، بیش از صد مقاله به فارسی و انگلیسی نوشتهام و چهارده کتاب درسی به چاپ رساندهام ، مهمتر از همه اینها انتشار کتابی با عنوان « جغرافیا در ایران از دارالفنون تا انقلاب اسلامی » که داستان علم جغرافیا در کشور است. پانزده سال است که با دائرهالمعارف اسلامی همکاری میکنم و این اواخر با مرکز گفتگوی تمدن ها ارتباط نزدیک دارم و قرار است اطلس جغرافیایی تمدنها را تهیه بکنم . فعالیتهای ضمن تحصیل دکتر گنجی از دوران تحصیل در مقلطع ابتدایی و متوسطه خود چنین به یاد می آورد: " در ایام تعطیل (تابستان) بسیاری از ما را به یادگیری حفههای سنتی وا می داشتند و دانش آموزانی که پدران با حرفه بازاری داشتند در خلال تحصیل به پدر خود کمک میکردند. در زمان تحصیلات ابتدایی من، پیش آهنگی در مدارس متداول شده بود و بیساری از حرفهها را از طریق پیش آهنگ به ما یاد میداند." دکتر گنجی ، در ضمن تحصیل در انگلستان چندین مسافرت علمی همراه گروههای دانشگاهی به نواحی داخلی انگلستان و اسکاتلند و همچنین به شبه جزیره ی ایبری ( اسپانیا و پرتغال ) و اسکاندیناوی ( دانمارک ، سوئد و فنلاند ) و ممالک دیگر اروپایی انجام داد. همسر و فرزندان دکتر گنجی در ۲۴ دیماه ۱۳۲۰ با سرکار خانم لطیفه جوادزاده (ایشان از ایرانیان مقیم ارمنستان بود) ازدواج کردند. فعالیتهای آموزشیدکتر گنجی پس از اخذ درجه لیسانس از انگلستان (در سال ۱۳۱۷)، به ایران بازگشت و به مدت ۱۴ سال با سمت دبیری در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و دانشسرای عالی به تدریس جغرافیا پرداخت. همچنین وی پس از اخذ مدرک دکترا در سال ۱۳۳۴ از آمریکا به ایران بازگشت و پس از طی ۵ سال دوره ی دانشیاری ، در سال ۱۳۳۹ به عنوان (با رتبه ی ۱۰) استادی پاره وقت دانشگاه تهران ارتقاء یافت و متصدی کرسی جغرافیای انسانی شد. در مهرماه ۱۳۴۷ خدمت تمام وقت دانشگاه را پذیرفت و از سال ۱۳۴۸ در سمت استاد و مدیر گروه آموزشی جغرافیا در دانشگاه انجام وظیفه کرد. تحصیلات رسمی و حرفهایگنجی پس از به پایان رساندن تحصیلات متوسطه در زادگاه خود یعنی بیرجند در مهرماه ۱۳۰۹ خورشیدی به تهران آمد تا حقوق بخواند. ولی در تهران متوجه شد که بیشتر استادان مدرسهی عالی حقوق آن زمان، فرانسوی هستند و چون زبان فرانسوی نمیدانست به دارالمعلمین عالی رفت که نخستین بنیاد آموزش عالی آن زمان بود. دارالمعلمین عالی، که در ۱۳۰۷ بنیانگذاری شده بود، دو گروه "فلسفه و ادبیات" و "تاریخ و جغرافیا" داشت. گنجی در رشتهی تاریخ و جغرافیا نامنویسی کرد و پس از سه سال در ۱۳۱۲ لیسانس آن رشته را دریافت کرد. از آن جا که گنجی در کنکور اعزام به خارج در بخش معلمی تاریخ و جغرافیا مقام اول را به دست آورده بود، در ۲۵ شهریور ۱۳۱۲ همراه با حدود ۹۰ نفر دیگر که ۲۰ نفر از آنان از دانشآموختگان دانشسرای عالی بودند، به فرانسه فرستاده شد. چون در دبیرستان شوکتی بیرجند تا اندازهای با زبان انگلیسی آشنا شده بود، او را با ۱۲ نفر دیگر از دانشجویان که به زبان انگلیسی آشنایی داشتند، پس از چند روز ماندن در پاریس به لندن فرستادند. در آن روزها معمول بود که دانشجویان فرستاده شده به انگلستان را برای یکسال به زندگی در یک خانوادهی انگلیسی وا میداشتند تا زبان و آداب انگلیسی را فراگیرند. اما چون گنجی زبان انگلیسی را به اندازهی نیاز میدانست، او را بیدرنگ پس از ورود به انگلستان به دانشگاه ویکتوریا در منچستر معرفی کردند که در آن زمان یکی از پنج دانشگاه معتبر پس از آکسفورد و کمبریج به شمار میآمد. در سال دوم ماندن درانگلستان بود که پس از یک سال مطالعه و بررسی رشتههای گوناگون، تصمیم خود را گرفت که در زمینهی جغرافیا کار کند و از آن زمان تاریخ برای او در درجهی دوم اهمیت قرارگرفت. او در آن سال در گروه تخصصی جغرافیا در دانشگاه منچستر نامنویسی کرد و پس از چهارسال توانست لیسانس تخصصی و ممتاز در جغرافیا را به دست آورد که برابر کارشناسیارشد به شمار میآید. او دلیل گرایش خود را به جغرافیا و به ویژه هواشناسی، دو رویداد خشکسالی و سیلی میداند که در روزگار کودکی و نوجوانی در زادگاهش رخ داد و باعث آسیب زیادی به روستاییان شده بود. همچنین، در روزگاری که در خارج تحصیل میکرد، بحثهای داغی پیرامون نظریهی تکامل در جریان بود و از آن جا که بارها شنیده بود که پاسخ جانداران به دگرگونی آب و هوا، نقش مهمی در تکامل جاندران دارد، به موضوعهای مربوط به آب و هوا و محیط بسیار گرایش پیدا کرده بود. گنجی در مهرماه ۱۳۱۷ به ایران بازگشت و با عنوان دبیر(امروزه در رتبهبندی علمی دانشگاهی به آن مربی میگویند) در دانشکدهی ادبیات و دانشسرای عالی به تدریس جغرافیا پرداخت. دورهی خدمت دبیری او ۱۴ سال به طول انجامید و چون با مقررات آن روز هرگز نمیتوانست بدون درجهی دکترا، استاد دانشگاه شود، با استفاده از فرصت مطالعاتی در شهریور ۱۳۳۱ به آمریکا رفت. او پس از دوسال تحصیل در دانشگاه کلارک (در شهر ورستر ایالت ماساچوست) درجهی دکترا در جغرافیا را به دست آورد. سایر فعالیتها و برنامههای روزمره دکتر گنجی در کنار تدریس و تحقیق در بیساری از موسسات دولتی و خصوصی که با امور در زمینه های جغرافیایی ارتباط داشتهاند در مراحل برنامه ریزی و همچنین در دورانهای اجرایی مشارکت داشته است. جوائز و نشانهادکتر گنجی ، در سال ۱۳۵۴ به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران انتخاب شد. وی در بیست و نهمین کنگره ی اتحادیه ی بین المللی جغرافیایی در کره جنوبی در سال ۲۰۰۰ میلادی به عنوان یکی از ۱۵ جغرافیدان برجسته ی جهان شناخته شد و سازمان هواشناسی جهانی ، جایزه علمی سال ۲۰۰۱ خود را به وی اعطا کرد. ایشان همچنین دارای نشان درجه سه در خدمات دولتی را دریافت کردهاست. دکتر گنجی از اوایل انقلاب تا هم اکنون بالغ بر ۶۳ لوح تقدیر از مراکز آثار و مفاخر علمی ،چهره های ماندگار ،انجمنهای علمی جغرافیایی و دانشگاهها دریافت کردهاست. استادان و مربیان مربیان و استادان دکتر گنجی در طی دوران تحصیل عبارت بودند از : میرزا احمد نراقی، شیخ احمد سلیمانی نراقی، کلنل علینقی وزیری مفیدالملک، سیدرضی حسین (ناظم هندی)، عباس اقبال آشتیانی، ماژور مسعودخان کیهان، بدیعالزمان فروزانفر، سیدمحمدکاظم عصار، دکتر صادق رضازاده شفق، عبدالحسین شیبانی وحیدالملک، دکتر عیسی صدیق ، دکتر اسدالله بیژن و ... . مشاغل و سمتهای مورد تصدیدکتر گنجی در کنار فعالیت خود در دانشگاه تهران ، از مهرماه ۱۳۳۵ تا مهرماه ۱۳۴۷ ریاست اداره کل هواشناسی ایران را نیز عهده دار بود. در این مدت ، وی نماینده ثابت دولت ایران در سازمان هواشناسی جهانی، به مدت ۵ سال ریاست هواشناسی منطقه آسیا( به مدت ۵ سال) و عضویت کمیته اجرایی سازمان مزبور را برعهده داشت. دکتر گنجی از اردیبهشت ماه ۱۳۴۲ تا مهرماه ۱۳۴۷ معاونت پارلمانی وزارت راه و در زمان ریاست دانشگاهیِ پروفسور رضا ، از سال ۱۳۴۷ به مدت یک سال پست معاونت اداری و مالی دانشگاه تهران را عهده دار شد. آنگاه پس از چندی مشاور دانشگاه گردید و سپس از خردادماه ۱۳۵۳ عهده دار ریاست دانشکده ادبیات و علوم انسانی گردید و تا پایان خدمت ۳۷ ساله ی دانشگاهی خود در این سمت باقی بود. وی در بهمن ماه ۱۳۵۴ به افتخار بازنشستگی نائل آمد و از مهرماه ۱۳۵۴ تا پایان سال ۱۳۵۷ ریاست مؤسسه آموزش عالی امیر شوکت الملک علم بیرجند را برعهده داشت. وی از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ مشاور رئیس سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح بود. و از سال ۱۳۷۳ نیز با سمت مشاور دانشکده علوم زمین دانشگاه شهید بهشتی در طراحی و اجرای برنامهها مشارکت داشتهاست. همچنین از سال ۱۳۶۵ عضویت بخش جغرافیایی سازمان مطالعه و تدوین کتب دانشگاهی ( سمت ) را دارا بوده و با بیشتر دانشگاههای تهران بویژه دانشگاه تربیت مدرس در دورههای دکترای جغرافیا تدریس همکاری داشتهاست. وی همچنین عضویت کمیته رهبری اطلس اقلیمی ایران را در سازمان هواشناسی برعهده داشتهاست. از دیگر مشاغل وی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
* عضو هیئت امنای مدرسه عالی علوم اراک
| ||||||||||||||||||||||
اثبات وقوع پدیده تغییر اقلیم ( Climate Change )، در سطح جهان به سهولت امکان پذیر نیست و نیازمند بررسی های جامع و طولانی مدت بر آمارهایی از پارامترهای )) است، هر چند روند گرمتر شدن دمای سطح زمین و افزایش غلظت گاز co2 تقریباً قطعی می نماید.
سناریوهای تغییر اقلیمی در چرخه آبشناسی نمود کاملاً بارزی می یابند.چرا که تمامی اجزاء آن تحت تأثیر تغییرات حاصله در میزان تبادلات انرژی و جرم قرار می گیرند. نوسان منابع آبی به طرز قابل ملاحظه ای تابع تغییرات اقلیمی است، چرا که نیاز به این منابع با افزایش ((تبخیر و تعرق در شرایط گرمتر،خشک تر و آفتابی تر بیشتر می شود.به عنوان مثال براساس گزارشات منتشره در سال 1996، مناطق جنوب انگلیس در سال 2050 شدیداً مستعد وقوع خشکسالی بوده ولی مناطق شمالی به مراتب مرطوب تر شده و سیل درآنجا مشکل زاخواهد شد.
بررسی ها نشان داده است، غلظت گازکربنیک و سایر گازها در اتمسفر از نیمه دوم قرن نوزدهم افزایش یافته است. میزان غلظت co2 از سال 1958 تا 1988 حدود 35 درصد فزونی یافته است. Boult و همکاران در سال 1988 اثر دو برابر شدن غلظت co2 را بر روی عوامل هیدرولوژیکی از قبلی تبخیر و تعرق پتانسیل، رطوبت خاک، تجمع برف، ذخیره آب زیرزمینی، رواناب و بیلان آبی در سه حوزه بلژیک مطالعه کردند. نتایج نشان داد که تبخیر و تعرق پتانسیل، درصد رطوبت خاک و میزان ذخیره آبهای زیرزمینی در حوزه هایی با نفوذ پذیری زیاد افزایش یافته است.
Mitchel در سال 1989 نشان داد که در اثر دو برابر شدن co2، درجه حرارت بین 8/2 تا 2/5 کلوین و بارندگی بین 1/7 تا 15 درصد افزایش می یابد، ولی افزایش بارندگی در مناطق مختلف یکسان نیست. اگر نرخ افزایش گازکربنیک ثابت بماند،میزان co2 در سال 2035 به جای ppm 360 فعلی به ppm 420 خواهد رسید. افزایش گازکربنیک باعث افزایش درجه حرارت و رطوبت مطلق در لایه های هوای نزدیک سطح زمین می گردد. هر چند با دو برابر شدن co2 ،میزان بارندگی افزایش می یابد ولی افزایش بارندگی در نقاط مختلف یکسان نیست.در مناطقی با عرض جغرافیایی زیاد بطورکلی میزان بارندگی و رواناب افزایش می یابد ولی در مناطق با عرض جغرافیایی کم بارندگی بسته به منطقه افزایش یا کاهش نشان می دهد.
بطورکلی می توان از تحقیقات انجام شده چنین نتیجه گرفت که :
میزان گازکربنیک و سایر گازهای موجود در اتمسفر ( نظیر متان، CFC ) بعد از انقلاب صنعتی افزایش یافته است.
مدلهای شبیه سازی مختلف نشان داده اند که با افزایش گازکربنیک شرایط هیدرولوژیکی از قبیل بارندگی، درجه حرارت و تبخیر و تعرق و رواناب و … تغییر می کند که به تبع آن وقوع یا عدم خشکسالی نیز قابل بررسی است.
عنوان پیوند نوسانات آب و هوایی و بیابان زایی
نوسانهای آب و هوایی که باعث بیابان زایی می شود، بیشتر به کاهش میزان بارندگی ،رطوبت، افزایش دما به ویژه در تابستان، افزایش میزان خشکی، تبخیر و تعرق، وزش بادهای گرم و سوزان و کاهش پوشش گیاهی ( بر اثر وزش باد ) ارتباط می یابند.
حتی بر اثر نوسانات آب و هوایی، طغیان جانوران و حشرات و آفات به برخی سرزمین ها از جمله ملخ ها به شمال شرقی قاره آفریقا نیر اعمال شده است که سیر قهقرایی محیط زیست را به همراه داشته است.
بطور کلی می توان به علل عمده زیر برای وقوع خشکسالی و بیابان زایی اشاره کرد:
استقرار سلولهای پرفشار جنب گرمسیری با دامنه نوسان بین عرض های 20 و 40
عامل بری بودن
عدم صعود و جابجایی شدید هوا
جریانات دریایی سرد و بالاراندگی آبها
وزش بادهای گرم سوزان
موانع کوهستانی
استقرار کم فشار حرارتی
باد و آب به عنوان دو عامل اقلیمی که دارای تغییرات و نوسانات نسبتاً زیادی هستند در شکل گیری مناطق خشک و بیابانی و ژئومورفولوژی آنها نقش بسزائی را ایفاد می کند.
وقوع پدیده فرسایش آبی و بادی در گسترش بیابانها و از دست رفتن خاکهای سطح الارضی حاصلخیز نقش عمده ای داشته و تبعات منفی خشکسالی را تشدید می نماید.
معرفی بعضی ازسایتهای خشکسالی و تغیر اقلیم:
http://www.greenpeace.org/~climate
http://www.colorado.edu/hazards
http://www.zianet.com/irc1/bordline
طبق تعريف " گردش عمومي هوا بر اثر يكنواخت نبودن پراكندگي تابش خورشيد در روي زمين پديد ميآيد و هدف نهايي آن يكنواخت كردن اين پراكندگي است . پراكندگي فشار در سطح زمين يكنواخت نيست و همين امر باعث جابجايي مراكز پر فشار و كم فشار ميشود . اين جابجايي هوا را باد ميگويند . بادها به 3 دسته تقسيم مي شوند : 1) محلي 2) منطقهاي 3) سيارهاي
بادهاي سيارهاي گردش عمومي هوا را به وجود ميآورند ، چرا ؟
زيرا عامل اصلي ايجاد بادهاي سيارهاي نابرابري توزيع انرژي تابشي خورشيد در سطح زمين است .
در كل ميتوان مدل سه سلولي را كه يكي از مدلهاي گردش عمومي جو است به شكل زير خلاصه كرد :
1 ) سلول هدلي : عرضهاي جغرافيايي منطقه حاره ، يعني از استوا تا عرضهاي 30 درجه شمالي و جنوبي را در بر گرفته كه بادهاي تجارتي در آن جريان دارند . بادهاي تجارتي : بادهايي هستند كه در منطقه حاره از مراكز پر فشار جنب حاره به كمربند همگرايي حارهاي ( خطي كه بادهاي بسامان در امتداد آن به هم ميرسند ) ميوزند .
دليل كامل نبودن سلول هدلي : تنها نيروي گراديان فشار را در نظر گرفته و فقط در مورد زمين صاف و ثابت صادق است .
2 ) سلول فرل : عرضهاي ميانه از30 تا 60 درجه در هر نيمكره را در بر گرفته ، بادهاي غربي در آن جريان دارند .
3 ) سلول قطبي : به علت مراكز پر فشار قطبي و كم فشار جنب قطبي بوجود ميآيند .
حركت هوايي كه به قطب صعود ميكند ، به شكل باد غربي ( westerlies ) است .
حركت هوايي كه به استوا نزول ميكند ، به شكل بادهاي شرقي ، شمالي و جنوبي در مناطق حارهاي است .
صعود هوا در استوا و نزول آن در قطب باعث ميشود كه در سطح زمين در استوا مركز كم فشار و در قطبها مركز پر فشار داشته باشيم .
پس با توجه به گفتههاي بالا فهميديم : سيستم جهاني بادها كه گرماي هوا را از استوا ( جايي كه گرماي خورشيد بيشترين مقدار خود را دارد ) به عرضهاي جغرافيايي بالاتر انتقال ميدهد را گردش عمومي هوا ميگويند . "
مدل گردش عمومي جو : طرح سه سلولي


هرچند كه با تغيير زاويه تابش نور خورشيد بر سطح سياره زمين ، دماي محيط تغيير ميكند ولي ما نبايد فراموش كنيم كه محور حركت وضعي ( دوران ) زمين كج است ، يعني عمود بر صفحهاي نيست كه بر روي آن به دور خورشيد ميچرخد .

پس مهمترين دليل گردش عمومي جو زمين ، همان ساختار هندسي و دوجيني سياره زمين است . جهت كسب اطلاعات بيشتر مراجعه نماييد به مبحث كاينات هوشمند يا ملائكه . اين تاپيك در تالار متافيزيك مطرح شده است .

Quicklooks
Polar-orbiting satellites view segments of the earth each time they pass over the receiving station.
QuickLook images show in low resolution the full satellite pass as received here in Dundee. To quickly browse our archive we also produce thumbnails which are one fifth the size of quicklooks. This is an example of a thumbnail image from the AVHRR sensor.
Below is a crop from a quicklook; it only shows the UK to give you an idea of the size and quality, but the whole quicklook image covers the same area as the thumbnail. Again this is the from the AVHRR sensor.
You can view the full quicklook to see a proper sample.
Besides showing the "visible" image in greyscale we also provide thermal, NDVI and colour images.

We receive images from the MODIS sensor which are larger and better quality. Here is a crop from a colour quicklook:

and here is a crop from the largest quicklook:

To register for access to quicklook images please proceed to the registration form.
Geostationary satellite images
Geostationary satellite images view the whole face of the earth. Here is a crop of the UK from our colour image:

and here is a crop of the UK from our largest visible image:

مقدمه
با واژه اتمسفر کم و بیش همه آشنا هستیم. علوم اتمسفری در دو شاخه هواشناسی و آب و هوا شناسی به مطالعه ویژگیهای آن میپردازد. که این دو در مقیاس زمانی باهم فرق میکنند. هواشناسی شرایط جوی را در زمان معین و بطور عام با استفاده از اصول و قوانین و مدلهای ریاضی و فیزیکی و دینامیکی در کوتاه مدت بررسی ، پیش بینی میکند و به مطالعه تغییرات اتمسفر میپردازد. آب و هواشناسی هوای غالب در دراز مدت (اقلیم) را با توجه به ویژگیها و اصول و مفاهیم جغرافیایی ، عوامل بوجود آورنده و تأثیرات آن بر زندگی انسانی ، تفاوتهای آب و هوایی مکانها مورد بررسی قرار میدهد. |
|
سیر تاریخی
آب و هواشناسی در آثار فیلسوفان یونان باستان با تعبیرهای آب و هوای سه گانه گرم ، معتدل و سرد دیده میشود. اولین کتاب در حدود چهار قرن پیش از میلاد مسیح به نام هواها ، آبها ، مکانها توسط هیپوکرات نوشته شد. در قرن دوم بعد از میلاد بطلمیوس بر اساس تفاوت حرارت سرزمینهای شناخته شده را به هفت اقلیم تقسیم بندی کرد.هواشناسی علمی از قرن هفده و هیجده بر پایه جمع آوری دانستهها درباره مناطق مختلف و جمع بندی و میانگین گیری شروع شد که جنبه توصیفی داشت و به دلیل کار با اعداد معرف واقعیت نبوده و به عملکردهای مشترک همه عناصر آب و هوایی توجه نمیشد. در قرن نوزده با کشف قوانین فیزیکی مانند جذب ، تابش ، هدایت ، تبخیر و ... هواشناسی نیز علمیتر شد و از اصول هیدرودینامیکی استفاده کرد. بنابراین علمی در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم با تهیه و بکارگیری نقشههای هواشناسی جامعه و بوجود آمدن مکتبهای هواشناسی اکثرا با نام شهرهای بزرگ به شکوفایی رسید.
هامبلولت عامل مهم تغییرات را خورشید مطرح کرده ، با استفاده از خطوط همدما نقشه پراکندگی دما را در نیم کره شمالی ترسیم کرد و به تأثیر دما در هواهای متفاوت پی برد. مکتب برگی نظریه جبهه قطبی ، تشکیل سیکلون و تودههای هوا را مطرح کرد. مکتب فرانکفورت مقدمات مطالعات سه بعدی جو و تأثیرات طبقات میانی و بالایی را بر سیستمهای هوایی مطرح کرد.
مکتب شیکاگو مهمترین کشف آب و هواشناسی یعنی اصل ثابت بودن چرخندگی مطلق توده هوا در طول مسیر حرکت و مدل موجها در حرکت باد را مطرح کرد که به امواج رزبای معروف گشتند، وجود رود باد نیز در این مکتب کشف شد. مدل گردش عمومی اتمسفر ارائه شد و ثابت شد تغییرات آب و هوایی در زمین نتیجه تأثیر مستقیم انرژی خورشید نیست.
تغییرات فشار اتمسفر ، امواج طبقات میانی و بالایی حرکت و چرخش کره زمین و نیروهای کریولیسی نیز نقش دارند. با توجه به تفاوت نگرشها ، آب و هواشناسی توصیفی ، دینامیک ، فیزیکی ، سینوپتیک ، کاربردی بوجود آمدند که آب و هواشناسی سینوپتیک (همدیده بانی) با توجه به تمام جنبههای موثر و احتمالی در آب و هوا جامعیت بیشتری دارد.
آب و هواشناسی فیزیکی
در آب و هواشناسی فیزیکی منبع اصلی انرژی خورشید است. بنابراین سیر تغییرات و تبدیلات آب و هوایی ، مناطق گرم ، سرد ، باد و ... برای یکنواخت کردن انرژی در سطح کره زمین در ارتباط با خورشید و با توجه به دریافت انرژی و خروج آن از طریق بازتاب و تابش سیارهای با توجه به ویژگیهای منطقهای مورد بررسی قرار میگیرد.هواشناسی فیزیکی اساس هواشناسی دینامیک است، زیرا لازمه یکنواخت شدن انرژی بین مناطق وزش باد و جابجایی بخار آب بین مناطق با دماهای متفاوت است که با استفاده از قوانین حرکت و دینامیک بیان میشوند. در هواشناسی دینامیک نتایج حاصل از پراکندگی انرژی تابشی خورشید و فرآیندهای ترمودینامیکی با استفاده از روشهای ریاضی و اصول فیزیکی بررسی میشود. هواشناسی دینامیکی مبنای نظری هواشناسی سینوپتیک است.
آشنايي با لايه هاي جو
اتمسفر زمين را بر حسب چگونگي روند دما، اختلاف چگالي، تغييرات فشار، تداخل گازها و سرانجام ويژگيهاي الكتريكي به لايههاي زير تقسيم كردهاند: 1- تروپوسفر (Troposphere)
2- استراتوسفر (Stratosphere)
3- مزوسفر (Mesosphere)
4- يونسفر (Ionosphere)
5- اگزوسفر (Exosphere)
1- تروپوسفر
تروپوسفر پايين ترين لايه اتمسفر است كه خود از لايه هاي كوچكتري تشكيل شده است.
وجه تمايز اين لايه با ديگر لايه هاي اتمسفر، تجمع تمامي بخار آب جو زمين در آن است؛ به همين دليل بسياري از پديده هاي جوي كه با رطوبت ارتباط دارند و عاملي تعيين كننده در وضعيت هوا به شمار مي آيند (از قبيل ابر، باران، برف، مه و رعد و برق) تنها در اين لايه رخ مي دهند.
منبع حرارتي لايه تروپوسفر انرژي تابشي سطح زمين است. از اين رو با افزايش ارتفاع با كاهش دما مواجه خواهيم بود.
ضخامت تروپوسفر، از شرايط حرارتي متفاوتي كه در عرضهاي جغرافيايي مختلف حاكم است تبعيت مي كند. اين ضخامت معمولاً از 17 تا 18 كيلومتر در استوا به 10 تا 11 كيلومتر در مناطق معتدل و 7 تا 8 كيلومتر در قطبها تغيير مي كند.
2- استراتوسفر
لايه استراتوسفر بر روي لايه تروپوسفر قرار دارد و ضخامت متوسط آن حدود 23 كيلومتر است. در 3 كيلومتر اول استراتوسفر، دماي هوا ثابت است اما در قسمتهاي بالاتر دماي هوا با ارتفاع افزايش مي يابد.
در استراتوسفر به ندرت ابر تشكيل مي شود و تنها در شرايط ويژه اي ممكن است ابرهاي كوهستاني به نام ابرهاي مرواريدي در ارتفاع 21 تا 29 كيلومتري از سطح زمين ظاهر شوند كه علت وجود آنها حركات موجي شكل هوا از سوي موانع مي باشد.
از ديگر ويژگيهاي مهم استراتوسفر وجود ازن در اين لايه است كه بخصوص در ارتفاع 20 تا 30 كيلومتري سطح زمين بر اثر واكنشهاي مختلف فتوشيميايي بدست مي آيد. مقدار ازن در اين لايه معمولاً روند فصلي دارد حداكثر آن در بهار و حداقل آن در پاييز مشاهده مي شود.
3- مزوسفر
در بالاي لايه گرم ازن لايه مزوسفر قرار دارد كه دما در آن متناسب با افزايش ارتفاع با آهنگ 3/0 سانتيگراد به ازاي هر 100 متر كاهش مي يابد به طوريكه دما در مرز فوقاني آن در ارتفاع 80 تا 90 كيلومتري به 80- درجه سانتيگراد مي رسد. و نتيجه اين دماي پايين انجماد بخار آب ناچيز موجود در اين لايه است كه باعث بوجود آمدن ابرهاي شب تاب مي شوند. اين ابرها درتابستان و در عرضهاي بالا ديده مي شوند. مزوسفر سردترين لايه اتمسفر تلقي مي شود.
4 - يونوسفر
از بخش فوقاني مزوسفر تا ارتفاع تقريبي 1000 كيلومتري اتمسفر زمين، بار الكتريكي شديدي حاكم است كه زاييده وجود يونها و الكترونهاي آزاد است. در حقيقت پرتوهاي پر انرژي خورشيد كه از فضاي خارج به طبقات بالايي اتمسفر وارد مي شوند باعث گسستگي پيوند يا يونيزاسيون مولكولها و اتمها مي شوند. بر اثر يونيزاسيون، الكترون آزاد مي شود و باقي مانده اتم به صورت يون در مي آيد؛ به همين علت اين لايه از جو را يونوسفر ناميده اند.
شدت يونيزاسيون در تمام ارتفاعات يونسفر يكسان نيست؛ بنابراين لايه هاي متفاوت با تراكم الكترون و يون متفاوت با ارتفاعات مجاور خود در يونسفر وجود دارد؛
اين لايه ها در ارتباطات راديويي اهميت بسياري دارند. اين لايه ها عبارتند از لايه هاي D,E,F .
5 - اگزوسفر
شرايط موجود در يونوسفر در اين لايه نيز حاكم است؛ بدين معني كه گازها در اين لايه همچنان قابليت هدايت الكتريكي خود را حفظ مي كنند. سرعت ذرات در اين لايه بسيار زياد است و در مواردي به 2/11 كيلومتر در ثانيه مي رسد.
اگزوسفر لايه گذار جو به فضاي كيهاني به شمار مي آيد كه بخش فوقاني آن را در ارتفاع بيش از سه هزار كيلومتري از سطح زمين برآورد كرده اند.
آشنايي با فشار هوا
فشار هوا نيرويي است كه هوا بر يك واحد از سطح زمين وارد مي كند و مقدار آن در سطح درياي آزاد، برابر است با وزن ستوني از جيوه به ارتفاع 76 سانتيمتر. واحد اندازه گيري فشار هوا در آب و هواشناسي ميلي بار يا هكتوپاسكال مي باشد؛ هر ميلي بار يا هكتوپاسكال برابر با 1000 دين بر سانتي متر مربع مي باشد فشار ستون هوا در سطح درياي آزاد 1013 هكتوپاسكال بر سانتي متر مربع مي باشد. از آنجا كه تراكم هوا با ارتفاع كاهش مي يابد، با افزايش ارتفاع فشار هوا نيز كم مي شود، اما تغيير فشار برحسب ارتفاع چندان منظم نيست؛ به طور كلي تا ارتفاع 1500 متري سطح زمين به ازاي هر 100 متر افزايش ارتفاع، فشار هوا حدود 12 هكتوپاسكال كم مي شود. پراكندگي افقي فشار اتمسفر را با استفاده از خطوط هم فشار به صورت سطح هم فشار نشان مي دهند. خط هم فشار خطي است كه تمام نقاط با فشار يكسان را به هم مربوط مي كند. نقشه هاي هم فشار براي سطوح مختلف اتمسفر تهيه مي شود.
پراكندگي فشار در سطح زمين
تكرار حالتهاي لحظه اي هوا در دراز مدت در پراكندگي فشار، الگويي ميانگين را نشان مي دهد كه كمابيش انعكاس تاثيرهاي گردش عمومي جو است، در نقشه هاي ميانگين فشار نمود هاي زودگذر و نادر ديده نمي شود و در مقابل نمود هاي عمده و غالب چه در مقياس محلي و چه در مقياس جهاني جلوه مي كنند؛ بنابراين مطالعه نقشه هاي ميانگين فشار اگر چه در كاربرد موضعي يا كوتاه مدت چندان كارآمد نيست اما براي شناخت نمود هاي عمده و غالب گردش عمومي هوا مهم است.
مراكز عمده فشار در سطح زمين به تبعيت از سيستم نصف النهاري گردش عمومي هوا، از استوا تا قطب به صورت كمربندهاي مداري متناوبي جلوه مي كند؛ اما وضعيت خشكي و دريا در نيمكره شمالي اين منظم را به هم مي زند و مراكز ياد شده را به صورت سلولهاي جدا از هم در مي آورد.
نتيجه گردش عمومي هوا در دراز مدت، وجود كمربندهاي كم فشار در استوا، پر فشار در منطقه جنب حاره كم فشار در منطقه معتدله و احتمالا در منطقه قطبي است.
آبشناسي (دانش هيدرولوژي) در ايران باستان
جهش امپراتوري شكوهمند ايرانيان در زمان هخامنشيان و تعالي و ترقي آن در زمان ساسانيان، و ديرپايي اين تمدن مديون دانش آبشناسي ايرانيان يود.
مردمان ايرانزمين از ديرباز به ارزش آب به عنوان مادهاي زندگيبخش و ارزشمند آگاهي داشتند. نياز طبيعي بشر به آب، وضع جغرافيايي فلات ايران و كميابي اين مايع گرانبها، ارزش اين ماده را نزد ايرانيان صدچندان نموده و آن را در جايگاه والايي قرار ميداده است. براي آنكه به ارزش والاي آب در ديدگاه ايرانيان باستان پي ببريم، كافي است كه نيمنگاهي به اوستاي زرتشت اندازيم.
آناهيتا، ايزد آبها، كه گردونه او را در آسمانها چهار اسب ابر و باران و ژاله و شبنم ميكشيدند، يكي از بزرگ ايزدان پيش از زرتشت بود، و نيايشگاههاي او در كنگاور (كرمانشاه) و بيشابور (فارس) نمايان است، در اوستا مورد ستايش بسيار بوده و هم مرتبه ميترا (مهر) و اورمزد (اهورامزدا) قرار ميگيرد. آب در آيين زرتشت پاك است و مظهر پاكي و بايد كه همچنان پاك باقي بماند. زرتشت از اهورامزدا درخواست ميكند كه رودها را از آبي به سترگي شانه اسب لبالب نموده و به پيروان خويش ميآموزد كه آلوده نمودن آب، به هر شكل و گونهاش، خلاف دين و اهريمني است. اينچنين است كه شناخت آب در ايرانباستان با وابسته داشتن صفات ويژه به آن و ارجمند داشتن اين ماده زندگيبخش آغاز ميشود. هنوز هم بازمانده آيينهاي ايزد آبها در جايجاي ايران برگزار ميشود كه براي نمونه ميتوان به مراسم جويروبي و بيلگرداني در دامنه آتشكده آتشكوه در نيمور، محلات اشاره نمود.
در ايرانباستان، صدها سال پيش از آنكه نخستين فرضيههاي مربوط به آبشناسي ارائه شود، به گونهاي شگفتآور و باورنكردني، پاسخ يكي از مهمترين و دشوارترين مسائل مربوط به يافتن آب و آبهاي زيرزميني يافته شده بود. سنگنوشتهها و لوحهاي باز مانده از ايران باستان، بيانگر اين است كه مردمان ايرانزمين آبهاي زيرزميني را با كندن كاريزهاي دراز و بسيار عميق برآورده به روستاها و شهرهاي خود ميرساندند. اينكه نخستگاه اين كاريز كجا بوده و در چه مناطقي به آب ميتوان دست يافت و اينكه كاريز چگونه بايد ساخته شود، شايد مهمترين مسالهاي بوده است كه بشر از آغاز تمدن تا كنون در دانش آبياري و آبرساني با آن روبرو بوده است. پرفسور هانري گوبلو كه بيش از 30 سال بر روي قناتهاي ايران بررسي و مطالعه انجام داده است در كتاب قنات، فني براي دستيابي به آب ،عظمت قناتهاي ايران را برابر با ديوار چين ميداند. مجموعه طول قناتهاي ايران بيش از چهارصد هزار كيلومتر، بيش از فاصله زمين تا ماه، و قنات گناباد به طول سيوپنج كيلومتر و ژرفناي بيش از سيصد متر و چاههايي با فواصل منظم پنجاه متري، از زمان هخامنشيان، يك شاهكار بينظير در سراسر جهان است. چندتن از دانشمندان امريكايي مانند اف.ديكسي در نوشتار يك كتابچه علمي براي سازماندهي آب، ام.ا.باتلر در كتاب آبياري به كمك قنات در ايران، سي.اف.تولمان در كتاب آبهاي زيرزميني، ژي.بي.كرسي در كتاب قنات و كاريز، ژي.بيژليبينكت در كتاب آبشناسي و هانري گوبلو در كتابهاي آبياري در كاليفرنيا و قنات، فني براي دستيابي به آب خود همگي بر اين باورند كه قناتهاي لوسآنجلس و پاساداناي كاليفرنيا، همچنين قناتهاي شيلي و مكزيك، در زمان سلطه اسپانياييها، توسط مهندسان، متخصصان و كارگران ايراني ساخته شده است.
به خاطر داشته باشيم كه تمدنهاي باستاني همگي در كنار رودهاي بزرگ، همانند نيل، دجله، فرات، سند، گنگ، هوانگهو، يانگتسه و ... شكل گرفتند اما تنها تمدني كه به دور از هرگونه رودخانه عظيم شكل گرفت و مالكالرقاب جهان باستان شد، ايران بود. جهش چشمگير امپراتوري ايران مديون قنات بود. در زمان هخامنشيان، اگر كسي زمين بايري را با احداث قنات آبياري ميكرد، تا پنج نسل از پرداخت هرگونه ماليات معاف بود. به گواهي تاريخ مصر، درياسالار پارسي اسكيلاكس هخامنشي هنگام اقامت در مصر، فنون احداث كاريز را به مصريان آموخت. در زمان ساسانيان، رساله مديگان هزاردادستان، در شرح ساخت و لايروبي قنات و كاريز، و استفاده هوشمندانه از آن، تاليف شده است.
در نوشتههاي دانشمندان ايراني پس از اسلام، به نكتهاي شايان توجه بر ميخوريم و آن اينكه بسياري از دانشمندان ايراني در دوران اسلامي، هريك به گونهاي، به جنبههاي گوناگون دانش آبشناسي پرداختهاند. دانش آبشناسي در آن دوران نيز مانند امروز دربردارنده بررسي دوره گردش آب يا چرخه آب (سيكل آب) در طبيعت، جريان آب در روي زمين، آبهاي زيرزميني، چشمهها، درياچهها، درياها و اقيانوسها و چگونگي دگرگونيهاي كمي و كيفي آبهاي آنها ميشده است.
دانشمند بزرگ ايراني، ابوريحان بيروني در آثارالباقيه، در باره زياد و كم شدن آب رودخانهها، چشمهسارها و كاريزها ميگويد:
زياد شدن آبها در جميع اوديه و انهار به يك حالت نيست، بلكه اختلاف بزرگي با هم دارند. چنانكه جيحون هنگامي آبش زياد ميشود كه دجله و فرات رو به كمي گذارد و علت اين است كه هر رودخانهاي كه سرچشمه آن در نواحي سردسير باشد، آب آن در تابستان زيادتر و در زمستان كمتر است، زيرا بيشتر آبهاي اصلي آن از چشمهسارها گردميآيد و رطوبتهايي كه در كوههايي كه اين رودخانهها از آن بيرون ميآيد و يا از آن ميگذرد سبب زيادت و نقصان آب اين رودخانهها ميشود.
ديگر انديشمند بزرگ ايران، ابوعلي سينا در دانشنامه علايي (طبيعيات) در باره جذر و مد درياها و اثر ماه بر آن گويد:روشنايي و قوتها كه از آفتاب و ستارگان است در اين عالم اثر كند و ظاهرتر اثر آن آفتابست و آن ماه كه آب درياها را مد كند.و هم او درباره پديدههاي بارندگي گويد:و اما بخار چون از گرمگاه برخيزد جنبش وي گرانتر بود و چون به آن جايگاه رسد از هوا كه سرد بود، سرماي آن جايگاه او را ببندد. ... و هرگاه كه بخار زمين بفسرد، ابر شود ... و اين را سه حكم بود. يا اندك بود، كه و را گرمي آفتاب بروي افتن، زود متفرق كند. يا قوي بود، كه آفتاب اندر وي فعل نتواند كردن، كه پراكندش، پس چون گردآيد، و يك اندر ديگر نشيند، و خاصه كه باد گردآورش ديگر بار آب شود، و فروجهد، پس اگر سرما اندريابدش، پيش از آن كه قطرهها بزرگ شود و برف بود.
دانشمند ايراني سده پنجم هجري، ابوحاتم اسماعيل اسفزاري خراساني، كه براي نخستين بار در جهان پديدههاي جوي و هواشناسي را در كتاب خود به نام آثار علوي (Meteorology)، گردآوري نموده و او را به حق بايد پدر دانش هواشناسي نام داد، در باره بخار و باران و برف و شبنم ميگويد:
هرگه كه حرارتي از تابش خورشيد يا از جوهر آتش به آب رسد، مدتي با او بماند، آب مستحيل شود، و از جاي خود برخيزد، و به سوي بالا بر شود، آن را بخار گويند، چون گرما بر بخار مستولي شود، آن بخار جوهر هوا گردد. ... و اگر برودتي بر آن بخار مستولي شود، جوهر آب گردد، و قصد زمين كند، آنگاه آن را باران گويند، پس اگر هوا ساكن بود، آن دانهها خردباران (drizzle) بود و اگر متحرك بود، آن دانههاي خرد به يكديگر بپيوندند بزرگ گردند ((rain تا به رگبار رسند(shower). ... و اگر برودتي به افراط بر آن غالب آيد جوهر برف باشد ... هرگاه كه هوا سرد باشد و سرما بر بخار مستولي گردد، آن هوا آب شود و بر صورت قطرههاي آب از برگها بياويزد، آن را شبنم (صقيع - dew ) خوانند ... .
وي همچنين مطالعات و بررسيهايي در باره چگالي آبهاي گوناگون از مناطق مختلف انجام داده است. رياضيدان و مهندس بزرگ سده پنجم هجري، محمد بن حسين كرجي، ديدگاههاي بسيار جالبي در باره آبشناسي دارد و در كتاب خود استخراج آبهاي پنهاني، انباط الميا الخفيه، به بررسي روشها و قواعد مربوط به تشخيص آبهاي زيرزميني ميپردازد. او ميگويد:
خداي بزرگ در روي زمين آبي ساكن آفريد، كه همچون گردش خون در بدن جانوران در جريان است. اين آب با افزايش و كاهش بارندگي، افزون و كم نميشود (چرخه آب در طبيعت) ... اين آب بيشتر شكافهاي درون زمين را پر ميكند، و تا آنجا كه مانعي سخت در سر راهش وجود نداشته باشد، هر قسمت به قسمت ديگر ميپيوندد ... آبهايي كه در زير زمين قرار دارند نيز در بعضي مواضع مانند رودها جاري هستند و در بعضي موارد ديگر مانند دريا ساكن و آرامند.
در نزهتنامه علايي، دانشنامه بزرگ فارسي، تاليف شهمردانبنابيالخير رازي، در سده ششم هجري، مطالب گوناگون و جالبي در باره آبشناسي آمده است.
آب، مد و جزر درياي پارس از عجايب است و به شبانه روز دو دفعه زيادت و نقصان گيرد، و در سير ماه بسته است ... و جاي هست كه مقدار پنجاه ارش زمين خشك به وقت مد آب، بالا گيرد به هر دفعتي، ... .
ناوخداي، بزرگ بن شهريار رامهرمزي، دريانورد بزرگ ايراني در سده چهارم هجري، كه سفرهاي اكتشافي فراواني به شرق انجام داد، در كتاب بسيار جالبي به نام عجايب الهند، شرح كاملي از توفانهاي درياي هند، مانسون، ارائه نموده است. دريانورد معاصر او ابهره كرماني نيز، كه در آن روزگار هفت سفر دريايي به چين و شرق دور داشته است نيز، مانسون هند و تيفون چين (هاريكنها يا سايكلونهاي شرق آسيا)، را در نوشتههاي خود شرح داده است. جيهاني، وزير دودمان سامانيان نيز اطلاعات خويش را در باره اين توفان و همزماني آن با بادهاي 120 روزه سيستان، در كتابي گردآوري نموده است. سليمان سيرافي و مهران وهب سيرافي از دريانوردان ايراني سده سوم و چهارم هجري، كه سفرهايي به چين و هند داشتهاند، و همچنين سهل بن آبان دريانورد ايراني سده ششم هجري كه سفرهايي به هند و شرق افريقا داشته است، و سليمان مهري دريانورد سده نهم هجري، نيز در سفرنامههاي خود به بارانهاي موسمي هند و منشا احتمالي آنها، اشاره كردهاند.
مسعودي مورخ ايراني در كتاب التنبيه و الاشراف، به ذكر منشا رودها و درياها پرداخته و از بسيار از پديدههاي آبي سرزمين ايران، سخن رانده است. توصيف زيبا و دقيق ناصرخسرو در سفرنامهاش، از فانوسهاي دريايي (خشابهاي) درياي پارس، نمايانگر دانش آبشناسي و دريانوردي ايرانيان است.
اشاره كوتاهي به اين مساله چندان دور از تدبير نيست كه سد كوريت در نزديكي طبس در خراسان جنوبي كه در زمان هخامنشيان، در منطقهاي فوقالعاده، ساخته شده و يكبار در زمان ساسانيان نوسازي و بار ديگر به فرمان و انديشه خواجه نصيرالدين توسي، در اوج شكوفايي مكتب مراغه، ديواره آن، بر روي شالوده هخامنشيان، كاملا بازسازي شده است، با ارتفاع بيش از 64 متر، بيشتر از شش صد سال، بلندترين سد جهان بوده است.
در دوران هخامنشيان بيش از 60 سد در ايران ساخته شد و اين جداي از پل- بندهاي اين دوره است. در زمان ساسانيان پل و بند شوشتر با درازاي بيش از پانصد متر ساخته شد. تاريخ نام سازنده اين پل و همچنين سد شادروان (Shadervan) شوشتر را يك مهندس ايراني به نام برانوش پارسي ثبت كردهاست. پلدخترهايي كه در سراسر ايران از جمله سروستان و ميانه به چشم ميخورند منسوب به آناهيتا، ايزد آبها بودهاند.
اختراع سه نوع آسياب آبي، نمايانگر دانش و بينش ژرف ايرانيان باستان در كليه علوم از جمله آبشناسي است. نخست آسياب تنوره يا آسياب نورس يا آسياب پره، با محوري عمودي و پرههاي قاشقي، دوم آسياب چرخي كه روميان به آن آسياب ويترويان نام نهادند، با محور افقي كه نام مخترع آن را مهرداد ثبت نمودهاند، و سوم آسياب شناور، كه با پرههاي بزرگ پارويي دوران ميكرده است و در رودخانههاي خراسان، خوزستان و ميانرودان به تعداد زيادي ساخته شده بوده است، و بازمانده آن هنوز در شوشتر خودنمايي ميكند.
دستگاه پالايش آب چغازنبيل (زنگه ويل - شهر زنگه)، نخستين و قديميترين دستگاه پالايش آب در جهان است كه برابر با قانون ظروف مرتبط آب گلآلود رودخانه كرخه را به آبي سالم و گوارا تبديل مينموده است. و آبانبارهاي كويري ايران هم كه خود حديث مفصلي است. و اين چكيده خود اندكي است از دانش آبشناسي ايرانيان كه از دسترس چپاولگران زمانه و چنگورزان بيگانه در امان مانده و به ما رسيده. باشد كه ما شايستگي و بايستگي ميراثداري آنان را داشته باشيم. در سال 1289 رودخانه زايندهرود خشكيد. مردم در آن چاهي كندند به قرب سي زرع و آبي به زحمت ميكشيدند براي مشروبات. (تاريخ مسعودي)
نگارش و ويرايش: جعفر سپهري
منابع و ماخذ:
تاريخ علم در ايران مهدي فرشاد
تاريخ علم جورج سارتون
آب و هواي باستاني ايران محمدتقي سياهپوش
زندگي و مهاجرت نژاد آريا فريدون جنيدي
قنات، فني براي دستيابي به آب هانري گوبلو
منبع :www.parssky.com
عرض جغرافيايي اسب
Horse Latitude
نوشته : جعفر سپهري
در هر دو سوي خط استوا در عرض جغرافيايي حدود 35-30 درجه شمالي و 30-25 درجه جنوبي كمربند پرفشاري قرار گرفته است كه يك دليل خشك بودن اين ناحيه و وجود صحراهايي همچون افريقا، كوير لوت، نوادا در نيمكره شمالي و كالاهاري و اتاماكا در نيمكره جنوبي وجود اين كمربندهاي پرفشار است. در اقيانوسها هم اين منطقه معروف به منطقه بدون باد معروف بوده، براي كشتيهاي بادباني به منزله مانعي جهت دستيابي به سوي ديگر بوده است. دريانوردان و هواشناسان اين منطقه را به نام عرض جغرافيايي اسب، Horse Latitude، مينامند. بنا بر گفتههاي فرهنگهاي Americana و Britannica وجه تسميه اين نام يكي از سه صورت زير است.
· كشتيهايي كه از درياي كاراييب، فراوردههاي منطقه به ويژه اسب را به نيوانگلند ميبردند، به دليل نبود باد و به پايان رسيدن علوفه، اسبها را در آب ميريختند و پيكرهاي شناور و بيجان اسبان وجه تسميه اين منطقه بوده است.
· به دليل فراواني و پرورش اسب اين منطقه به اين نام معروف شده است.
· دريانوردان اسپانيايي ميگفتهاند كه، بادهاي اين ناحيه همچون يك ماديان، پيشبينيناپذيرند.
اما با توجه و مطالعه در كتاب تاريخ هردوت و برداشت جورج سارتون در كتاب تاريخ علم، ترجمه استاد احمد آرام، اينجانب پيشنهاد زير را مطرح ميكنم:
با توجه به روايت هردوت ميتوان پنداشت كه نخستين شخصي كه به اين مدار بدون باد رسيد و آن را كشف كرد، ساتاسپ، دريانورد ايراني بوده است. معناي لغوي واژه ساتاسپ، دارنده يكصد اسب است و پسوند اسب در بسياري از نامهاي ايران باستان، از جمله، ويشتاسپ، گشتاسپ، جاماسب، بيوراسپ و ... به چشم ميآيد. پس از يورش بيگانگان، بسياري از نوشتهها و نوشتارهاي دانشمندان ايران، دستخوش نابود? گشت. اما اين سفر دريايي شگفتانگيز و منطقه بدون باد، همواره در انديشه و پندار دريانوردان، در هفت دريا، برجاي مانده بوده است. اينچنين ميتوان انگاشت كه دريانوردان اين منطقه را به ياد كاشف و دريانورد ايراني، منطقه ساتاسپ، ميناميدهاند. اين نام ميتوانسته از طريق اندلس مسلمان، به اسپانيا و به تمامي اروپا نفوذ كرده و سرانجام در دوران اقتدار دريايي اروپاييان، به ويژه انگليسيها، اين منطقه با توجه به وجود واژه اسب horse در ريشه لغوي آن، به نام مدار اسبي و يا عرض جغرافيايي اسب؛ Horse Latitude، نامگذاري شده باشد.
ساتاسپ
به گفته هرودوت، در زمان فرمانروايي خشايارشا، ساتاسپ، خواهرزاده داريوش بزرگ، به اعدام محكوم شد. مادر ساتاسپ از خشايارشا خواهش كرد تا مجازات او را تغيير دهند و به مجازاتي كه به گفته او سنگينتر از مرگ بود، محكوم كنند:
متن هرودوت:
"و او را مامور سازند تا دور افريقا بگردد و به خليج عربستان (درياي سرخ) بازگردد. خشايارشا اين را پذيرفت و ساتاسپ به مصر رفت، از مصريان كشتي و جاشو گرفت و بادبانها را بر افراشت و از ستونهاي هركول (جبلالطارق) گذشت. چون اين ستونها را پشت سر گذاشت و دماغه افريقايي سولئيس (راسالحديق، عرض جغرافيايي 32 درجه و 40 دقيقه شمالي) را دور زد، به سوي جنوب بهراه افتاد. ولي پس از آنكه چند ماهي بر دريا پيش رفت و هنوز راه درازي در پيش رو داشت، بازگشت و به سوي مصر رهسپار گرديد. پس از آن به نزد خشايارشا رفت و سرگذشت خود را نقل كرد و گفت كه در آن هنگام كه در دورترين فاصله بوده است، مردمي كوتاه قد را ديده كه با برگ خرما پوشاك خود را ميساختند، و هرگاه كه وي و مردانش به ساحل نزديك ميشدند آن مردم از شهر خود به كوه ميگريختند. وي و مردانش چون به خشكي پياده ميشدند، آنچنان كه رسم ايرانيان است، هيچ بيعدالتي و نادرستي نكردند. علت اينكه مسافرت به دور افريقا را به پايان نرساند، بنا به گفته خود وي آن بوده است كه به جايي رسيده بودند كه ديگر كشتي رو به جلو نميرفته و بر جاي خود متوقف مانده بوده است."
اين سفر كه در زمان خود بسيار اعجابانگيز بودهاست و با كاوشهاي فضايي دهه 60 برابري ميكند پرسشهاي زير را مطرح ميسازد:
ساتاسپ در كرانه غربي افريقا تا چه حد پيش رفته است؟
پس از گذر از سولئيس وي مدت چند ماه پيشراند تا به جاييكه كشتي ديگر پيش نميرفت و برجاي متوقف ماند رسيد. آيا وي به راستي به منطقه بيباد استوايي، هم عرض با دماغه سبز (Cape Verde) رسيده بود، يا اينكه بادهاي گرم و جريان دريايي رو به شمال در سواحل گينه مانع اين كار شده بود؟
آيا عرض جغرافيايي بدون باد Horse Latitude مانع از پيشروي وي شد؟
با توجه به حركـتهاي چندگانه محور زمين (رقص محوري، چرخه ميلانكويچ، ...) و دگرگونيهاي آب و هوايي و اقليمي، در 2500 سال پيش، اين مدار به طور دقيق در چه عرض جغرافيايي قرار داشته است؟
و آيا براي Horse Latitude نام پارسي ساتاسپ ( دارنده يكصد اسب) كه واژه اسب را هم در خود مستتر دارد، براي جايگزيني از هر نظر مناسبتر و شايستهتر از عرض جغرافيايي اسب نيست؟
ماخذ مورد استفاده : تاريخ علم جورج سارتن
توفانهاي موسمي (Monsoon)
از زمان باستان، دريانورداني كه در شمال اقيانوس هند كشتيراني ميكردند، با واژهاي خطرناك آشنائي داشتند. بارانهاي موسمي تابستان كه پيرامون شبهقاره هند، به ويژه خليج بنگال را توفاني و نا امن ميساخته و دامنه آن، حتي در برخي موارد به قلب درياي پارس هم كشيده ميشده و در چند مورد مركز ايران را هم تحت تاثير قرار داده است. (سيل امامزاده داوود 1336)
در خردادماه و در حاليكه نيمكره شمالي به سوي تابستاني سوزنده پيش ميتازد، در شبه قاره هند گوئي زمستان آغاز ميشود. گرمائي دهشتناك و مرگآور توسط باراني سيل آسا به نام مانسون يا توفانهاي موسمي قطع شده و زندگي در اين سرزمين را امكان پذير ميسازد.
خط استواي هواشناسي ITCZ كه بر خلاف استواي جغرافيايي ثابت نيست و به شدت متغير است، بر روي فلات تبت مستقر شده و شبه قاره هند را كه از ديدگاه جغرافيايي در نيمكره شمالي قرار دارد، از ديدگاه هواشناسي در نيمكره جنوبي قرار ميدهد.
سرچشمه اصلي نيروي مانسون
همانند كليه سيستمهاي اقيانوسشناسي و هواشناسي در سياره زمين، مانسونها هم نيروي اصلي خود را از خورشيد ميگيرند. كموبيش حدود 30% از انرژي خورشيدي كه به سطوح بالاي جوي ميرسد، بهوسيله سطوح فوقاني ابرها و سطح زمين به فضا بازتاب ميشوند. مقدار بسيار كمي از آن نيز بهوسيله جو جذب ميشود. تضاد و تقابل فصلها در دو نيمكره شمالي و جنوبي، موجب حركت آرام هوا از نيمكره زمستاني به سوي نيمكره تابستاني، به وسيله گراديان افقي فشار و نيروي عمودي شناوري از اختلاف درجه حرارت، ميشود.
اما آب و خشكي، به مقدار يكسان انرژي دريافتي از خورشيد، دو واكنش متفاوت نشان ميدهند. دودليل براي اين تفاوت ذكر شده است. نخست اينكه دماي ويژه آب دو برابر دماي ويژه خاك است، يعني با مقدار مساوي انرژي دريافتي، خاك دو برابر آب گرم ميشود. دليل دوم، كه از دليل نخست بسيار مهمتر است ايناستكه، گنجايش مؤثر دما، (توانايي يك ماده براي نگه داشتن گرما)، براي اقيانوسها بسيار بيشتر از قارههاست.
در فصل زمستان، خشكي بيش از انرژي كه از خورشيد دريافت ميكند، انرژي به هوا گسيل ميكند. گرمائي كه در تابستان پيش در ژرفاي خاك ذخيره شده بود، اينك به سطح زمين ميآيد. ازآنجاييكه در اقيانوس، گرماي بيشتري ذخيره ميشود، در زمستان سطح آن كمتر سرد ميشود.
چرخه تابستاني مانسون هند
در فصل تابستان در هر نيمكره، انرژي دريافتي خورشيد، بيش از انرژي بازتابشي است. همچنين خشكي گرماي خود را زودتر از دست ميدهد. اين خصوصيت بهويژه بر روي بيابان ربعالخالي، يكي از بزرگترين بيابانهاي جنبحاره، و فلات تبت، با ارتفاع متوسط 4 كيلومتر از سطح دريا، در ميانه قاره آسيا، نمايان است. اين گرماي از دست رفته، حد غربي و شمالي مانسون هند را توجيه ميكند. در خردادماه هندوستان شمالي از چندين ماه پيش همچنان خشك است و دما در آن به بيش از 40 درجه سانتيگراد ميرسد. همزمان در نيمكره جنوبي، زمين سرد است. در هر نيمكره، تبادل انرژي ميان خشكي و دريا برقرار ميشود. نتيجه كلي، بالا رفتن گرماي هندوستان و شمال افريقا در برابر پايين آمدن گرماي اقيانوس هند است.
در هنگاميكه ناحيه مانسون آسيا به بيشينه دماي خود ميرسد، گراديان افقي فشار بر فراز خشكي و دريا شدت مييابد. گراديان فشار و نيروهاي شناوري كه به وسيله گرماي هوا ايجاد ميشوند، موجب حركت همگرائي در نزديكي سطح زمين ميگردند. اين خود موجب حركت هواي مرطوب-سنگين از سوي استوا و اقيانوس هند به سوي منطقه كمفشار جنوب آسيا ميشود. به دليل وجود شتاب كوريوليس، مسير واقعي حركت بادها منحني است. پادساعتگرد روي شبه قاره هند و ساعتگرد بر روي فلا تبت.
بارانهاي موسمي
جريان هواي برخاسته در روي شبه قاره هند، محيطي با فشار كم را ايجاد ميكند. اين هوا نخست منبسط شده سپس سرد ميشود، آنگاه رطوبتي را كه با خود حمل ميكرده به ابر و سرانجام باران تبديل ميگردد. فرآيند ميعان نيز گرماي نهان (latent heat) ذخيره شده در مولكولهاي آب را آزاد ميكند. اين منبع عظيم گرما به نيروي شناوري براي ايجاد چرخه مانسون افزوده ميشود. رشته كوههاي Ghats در ساحل غربي هند و رشته كوههاي سترگ هيمالايا در فلات تبت در شمال شبهقاره هند، نيروي مكانيكي بالاروندهاي توليد ميكنند كه اين نيرو به فرآيند ميعان و بارش بسيار كمك ميكند.
بارانهاي موسمي تابستاني آسيا، براي حدود يكصد روز، تقريبا همزمان با بادهاي 120 روزه سيستان، از روزهاي پاياني خرداد ماه آغاز شده و در روزهاي آغازين مهرماه به پايان ميرسد. روز آغازين اين بارانها براي هر سال متفاوت از سالهاي ديگر است، اما اين روز در يك محدوده يك ماهه قرار دارد. در Kerala، كه در عرض جغرافيايي 8 درجه شمالي قرار دارد، اين بارانها در روز 12 خرداد، با تقريب يك هفتهاي، آغاز ميشود. سپس مانسون به آهستگي به سوي شمالغربي پيشروي ميكند. روز 21 خرداد در بمبي، 19 درجه شمالي، و روز 26 خرداد در دهلي، 28.5 درجه شمالي، خود را نشان ميدهد. در نيمه نخست تيرماه، تمامي شبه قاره هند زير نفوذ مانسون قرار ميگيرد. تعادل آب در هندوستان چنان موبهمو و تنگاتنگ است كه فقط يك هفته تاخير در باران به فاجعهاي بزرگ منجر ميشود. هرچند تاريخ آغاز اين بارانها اغتشاشي يكماهه دارد، اما پژوهشها نشان ميدهد كه مقدار باران موسمي، ربطي به تاريخ آغاز آن ندارد. بيشينه اين بارشها در Cherranpunji با ميانگين 425 اينچ در سال است، اما در يك مورد حتي 1024 اينچ بارندگي هم ثبت شده است.
بررسي و مطالعه بارانهاي موسمي نشان ميدهد كه اين جريان در حدود اواخر مرداد و اوايل شهريور، يك وقفه 3 الي 21 روزه دارد.
از مهرماه تا خردادماه در شبهقاره هند، بهجز منطقه تاميلنادو و رشتهكوههاي Ghats، به ندرت بيش از چند ميليمتر باران ميبارد. در مهرماه بارانهاي موسمي به سوي جنوبشرقي هند حركت ميكند. در آبانماه جبهه مانسون به تاميلنادو رسيده و تقريبا در همين زمان مانسون زمستاني در جنوب هند به آرامي آغاز ميشود.
در اين زمان، ديگر مناطق شبهقاره هند به سوي خشكي پيش ميرود، بادهاي گرمومرطوب جنوبغربي به بادهاي سردوخشك شمالشرقي، و مانسون تابستاني به مانسون زمستاني تبديل ميشود. در زمستان بادهاي شمالوز، هواي سرد و خشكي را بر روي شبهقاره حاكم ميكنند. اين فرآيند موجب ايجاد هوايي سرد، خشك و بدون ابر، به ويژه در ماههاي بهمن و اسفند ميشود. از ميانههاي اسفند ماه تا آغاز بارانهاي موسمي در خردادماه، توفانهاي تندري پيشدرآمد مانسون، گهگداري اين گرماي دهشتناك را ميشكند. در اواخر خردادماه، كرانههاي هند شاهد ظهور دوباره بارانهاي موسمي خواهند بود. اين چرخه هوائي زندگي مردم در اين منطقه را به شدت تحت تاثير خود قرار ميدهد.
بارانهاي موسمي در مالزي-استراليا
جنوبشرقي آسيا و شمال استراليا تحت تاثير سيستم مانسون واحدي قرار دارند كه در دو سوي خط استوا گسترده شده و به اين دليل با مانسونهاي ديگر متفاوت است. البته مانسون شمالشرقي استراليا از اين سيستم مجزاست و جداگانه عمل ميكند. حجم عظيم آب ميان استراليا و آسيا تاثير شگرفي بر آبوهواي منطقه حاره و مانسون تابستاني آن دارد. جزاير فراوان، اندونري، فليپين، ملانزي، پلينزي، پليپونزي و ...، آبوهواي متنوع حارهاي را در خود جاي داده است. توفانهاي پيچندي تايفون كه در فصل مانسون ايجاد ميشوند به پيچيدگي آن ميافزايند.
شمال چين، كره و ژاپن را، به دليل فصول، آهنگ بارش در عرضهاي مياني، هواي سرد قارهاي در زمستان، جبهه زائي، نوسان باران و سيستمهاي پرفشار خشك در فصل گرم، از اين گروه جدا ميكنيم. در حقيقت اين مناطق، بيشتر در زير نقوذ سيستم مانسون هندوستان قرار دارند. مرز طبيعي منطقه حاره، مابين ناحيه غير مانسون و سرزمينهاي جنوبي مانسوندار به شدت به چشم ميخورد.
حد شمالي مانسون حارهاي، حتي به عرض 25 درجه شمالي هم ميرسد. در مناطق شماليتر، مانسون نيروي چنداني ندارد كه با سيستم پرفشار جنب حارهاي مقابله كند. به اين ترتيب بارانهاي موسمي در تيرماه و شهريورماه، كه به وسيله واچرخندهاي پرفشار در مردادماه از هم ديگر جدا ميشوند، رخ ميدهد. در جنوب چين و فليپين، بادهاي تجارتي حارهاي شرقوز، از مهرماه تا ارديبهشتماه وزيده و اغلب به وسيله سيستم پرفشار ايجاد شده در منطقه سيبريه تقويت ميشوند. جايگزيني اين باد در ماههاي خرداد تا شهريور به وسيله بادهاي جنوبغربي، در اثر مانسون ايجاد ميشود.
در هندوچين مانسونهاي تابستاني بسيار نيرومندترند. جريان رسيده از جنوبغربي از خردادماه تا آبانماه، با ابرهائي به ضخامت 4 الي 5 كيلومتر، باراني فراوان را به همراه ميآورد. ماههاي آذر و دي، فصل سرد و خشك، و ماههاي فروردين و ارديبهشت فصل بسيار گرم منطقه است. در شرق و جنوبشرقي مانسون زمستاني بارانزاست.
در اندونزي به دليل گسترش آب عرض جغرافيائي پايين منطقه، مانسون بسيار ضعيف عمل ميكند. به دليل كوچكي ابعاد و سادگي زمينه، استراليا سادهترين الگوي مانسون را دارد. شمال آن داراي يك برش باد ميان تابستان (شمالغربي) و زمستان (جنوبشرفي) است. اما دو تفاوت نيز با ديگر مانسونها دارد. نخست اينكه باد شمالشرقي، مانسوني است كه با حود باران را به ژرفاي قاره ميبرد و دوم اينكه حتي در تابستان بادهاي تجارتي جنوبشرقي به دليل واچرخندهاي پرفشار گذري، چشمگير هستند.
مانسون غرب آفريقا
در حدود 200 سال است كه بارانهاي موسمي غرب افريقا شناخته شدهاند. در زمستان اين بارانها از جنوبغربي به جايي ميآيند كه بادهاي تجارتي شمالشرقي كه از صحرا و كرانههاي شرقي افريقا ميوزند، گرماي دهشتناك به همراه توفان شن را با خود به آنجا ميآورند. منطقهاي با شبهاي سرد و روزهاي بسيار گرم. در چنين شرايطي مراكز پرفشار واچرخنددر عرض جغرافيايي 20 درجه شمالي به همراهي رودبادهاي شرقي (Jet stream) در عرض جغرافيايي 10 درجه شمالي، كه از شبه قاره هند به خط استوا بسيار نزديكتر هستند، بارانهاي موسمي را ايجاد ميكنند. مانسون غرب افريقا از نظر مكاني تقريبا ميان بادهاي جنوبغربي و بادهاي سطحي خشك زمستاني كرانههاي غربي افريقا harmattan قرار دارد. وجود اين بارانهاي موسمي از نفوذ هواي خشك از عرض 20 درجه شمالي به پايينتر جلوگيري ميكند. هواي گرم و خشك در حدود عرض 8 درجه شمالي بهطور كامل ناپديد ميشود.
مانسون در اروپا و امريكاي شمالي
مانسونهاي تكامل نيافته
بارانهاي موسمي تاثير فراواني در اروپاي مركزي دارد. جاييكه جهت باد از سوي اقيانوس اطلس حدود 30 الي 40 درجه تغيير ميكند و نه بهطور پيوسته اما بسيار زياد با دگرگونيهاي جبههاي، سرما، هواي ابري، باران و توفان تندري را همراه است. از ديدگاه اقليمشناسي اين بارانها موسمي هستند، اما فقط مراحل بدوي و نخستين يك مانسون، كه پيآمد هوايي منحصر به فرد است. اين حالات تا تبديل شدن به يك مانسون واقعي راه زيادي در پيش رو دارد.
در عرضهاي پايين جغرافيايي امريكاي شمالي و در كرانههاي خليج مكزيك، فضاي مناسبي براي گسترش مانسون وجود دارد. در طول تابستان، بر روي مناطق گرم، بارها سيستمهاي كم فشار چرخندي ايجاد ميشوند. بادهاي تجارتي شمالشرقي، به بادهاي شرقي، جنوبشرقي و حتي جنوبي تبديل ميشوند. ايالت تگزاس و كشورهاي پيرامون خليج مكزيك،تحت تاثير هواي مرطوب اقيانوسي، كه تا حد زيادي داخل خشكي نفوذ ميكنند، قرار دارند. البته بارانها، ويژگيهاي يك مانسون را نشان نميدهند. در كل بارشها 2 يا 3 و يا حتي 4 نقطه اوج بارش وجود دارد. در زمستان جريانهاي شمالي كه اغلب به وسيله سيستمهاي پرفشار واچرخندي ايجاد ميشوند، سرما را با خود به داخل خشكي ميآورند. اگرچه بارشهاي تابستاني و زمستاني، ويژگيهاي باران موسمي را از خود نشان ميدهد، اما هيچكدام آنچنان توانمند نيستند كه در گروه مانسون طبقهبندي شوند.
در امريكاي مركزي يك مانسون واقعي در بين عرضهاي جغرافيايي 5 و 12 درجه شمالي، در منطقه كوچكي از اقيانوس آرام رخ ميدهد. نه فقط بادهاي فصلي آن، بلكه بارش آن هم كاملا مانسون است. فصل زمستان آنجا بسيار خشك است. فصل بارش آن خرداد ماه در شمال خليج مكزيك و تيرماه در جنوب مكزيك آغاز ميشود و در مهرماه در شمال و آذر ماه در جنوب به پايان ميرسد. اين روند در جنوب مكزيك حدود 3 ماه و در كستاريكا حدود 7 ماه به طول ميكشد. اين مانسون در حقيقت نمونه كوچكي از مانسون هند است.
منبع : www.hupaa.com
هيدرولوژي چيست ؟
پوسته زمين كه از سنگهاي آذرين سرد شده تشكيل شده بود در اثر تماس با هوا و جو تحت تأ ثير پديده هوازدگي قرار گرفت و تغييرات همزمان آب ، دما و يخبندان باعث تكه تكه شدن سنگها شده وجاري شدن آبها آنها را جابه جا كرده و دشتهاي وسيعي را كه داراي پوشش خاك بودند به وجود آوردند . اين پوشش خاكي همراه با آب قابل دسترس در طبيعت محيط مناسبي را براي رشد گياهان فراهم شد و محيط مناسب براي زندگي بشر آماده و مهيا گرديد . انسانهاي نخستين از آب تنها براي شرب استفاده مي كردند بتدريج با پيشرفت تمدن و گذشت زمان از آن براي گردش آسيابها ، كشاورزي و حمل و نقل نيز استفاده كرد.
همزمان با پيشرفت تمدنها استفاده از آب نيز شكل تازه اي به خود گرفت به طوري كه در بسياري از زمينه ها ، از كشاورزي گرفته تا صنعت و از همه مهمتر توليد انرژي از آب استفاده مي شود و امروزه دسترسي به آب كافي و با كيفيت مناسب در زمان و مكان مناسب مد نظر مي باشد و هرگونه كمبود آب را مانعي در جهت توسعه پايدار مي داند به همين دليل هرساله سرمايه هاي زيادي براي توسعه منابع آب و طرحهاي مرتبط با آن مثل سدسازي و احداث شبكه هاي آبياري و زهكشي ، آبخيز داري ، مهار سيل و تغذيه آبهاي زير زميني انجام مي دهند .
سيكل (چرخة) هيدرولوژي
گردش آب درطبيعت كه به آن سيكل هيدرولوژي يا چرخة آب گفته مي شود، عبارت است از حركت وجابجائي آب درقسمتهاي مختلف كره زمين. اين سيكل يك چرخش ساده نيست بلكه مجموعه اي از حركات وچرخشهاي مختلف تحت تأثير نيروي متفاوتي از جمله نيروي جاذبه ، نيروي ثقل، تغييرات فشار وانرژي خورشيدي مي باشد.اين چرخش درسه بخش مختلف كره زمين يعني اتمسفر(هواسپهر) ياچون هيدروسفر يا آب سپهر، ليتوسفريا سنگ سپهر صورت مي گيرد. آب درداخل وبين اين سرلايه درلايه اي به ضخامت 16 كيلومتر صورت مي گيرد كه 15كيلومترآن دراتمسفر وتنها 1 كيلومترآن درداخل ليتوسفر قراردارد.
سيكل هيدرولوژي درواقع يك سيكل بدون ابتدا وانتها مي باشد. بدين ترتيب كه آب ازسطح درياها وخشكيها تبخير شده وارد اتمسفر مي گردد وسپس دوباره بخارآب واردشده به جو طي فرآيندهاي گوناگون به صورت نزولات جوي يا برسطح زمين ويا بر سطح درياها واقيانوسها فرو مي ريزد. پس نزولات جوي ممكن است با سه حالت روبرو شوند:
1- قبل از رسيدن به سطح زمين توسط شاخ وبرگ گياهان گرفته مي شوند.(برگاب،باران گيرش)
2- درسطح زمين جاري مي شوند.(رواناب)
3- درخاك نفوذ مي كنند.
مقداري از آب كه در داخل خاك نفوذ مي كند يا براثر تبخير به هوا برمي گردد يا وارد منابع آب زير زميني مي شود كه سرانجام از طريق چشمه ها ويا تراوش به داخل رودخانه ها مجدداً در سطح زمين ظاهر مي گردد. درتمام اين موارد آب با تبخير وبازگشت مجدد به اتمسفر سيكل هيدرولوژييا گردش آب در طبيعت را تكميل مي كند .درشكل 1 كه نموداري از چرخه هيدرولوژي مي باشد نقل وانتقالات آب در طبيعت را نشان ميدهد. همانطور كه شكل1 نشان ميداد عناصر مهم گردش آب در طبيعت را بارندگي P) -( رواناب(R)-تبخير(E) -تعرق(T) -نفوذ(I) -وجريانهاي زيرزميني(G) تشكيل مي دهند
بارندگي: PRECIPITATION
بارندگي مقدار آبي است كه از سطح خشكي ها ودرياها تبخير مي شود ودرداخل جو بطور موقت بصورت بخار ذخيره ميگردد. اين بخار آب موجود درجو طي فرآيندهاي فيزيكي مختلف متراكم (CONDENSATION) مي شود وبه شكل ابر در مي آيدكه پس از اشباع شدن ، قطرات آب با ذرات يخ تشكيل شده بصورت برف ، باران، تگرگ وغيره كه جمعاً نزولات جوي يا بارندگي گفته مي شوند دوباره به زمين برمي گردند. بارندگي پديده اي است كه انسان كمتر در آن مي تواند دخل وتصرف كند.
تبخير:EVAPORATION
تبخير پديده اي است كه از هرگونه سطح مرطوب مانند سطوح آزاد آب يا سطح مرطوب خاك وگياه صورت مي گيرد. طي اين فرآيند آب مايع به بخار تبديل مي شود ومجدداً آب به جو زمين برمي. از عوامل مؤثر براين فرآيند مي توان به دماي هوا، سرعت باد، تابش خورشيد اشاره كرد كه هرچه ميزان آن بيشتر باشد سرعت تبخير نيز بيشتر است.
اهميت آب در ايران :
ايران با توجه به موقعيت خاص جغرافيايي كه در بين مدار 25تا40 درجه عرض شمالي و 44تا 64 درجه طول شرقي واقع شده است از مناطق خشك جهان به شمار ميرود زيرا ميزان متوسط بارندگي سالانه آن كمتر از يك سوم متوسط بارندگي كره زمين (860) مي باشد . اين مقدار بارندگي هم در سطح كشور به طور يكنواخت توزيع نشده است به علت كمبود ميزان بارندگي به جز نواحي شمالي و شمال غرب و تا حدودي غرب كشور رود خانه هاي دائمي كم تر وجود دارد . در سطح كشور مناطقي وجود دارد كه نه تنها با كمبود آب سطحي مواجه هستند بلكه آب زير زميني آنها هم شور است.البته اين كمبود آب در كشور ما مربوط به عصر حاضر نبوده بلكه در گذشته نيز مردم با كمبود آب مواجه بوده اند وجود سدها و بندهاي تاريخي كشور دليلي بر اين ادعاست .اما از آنجايي كه در گذشته سطح توقع مردم به علت پايين بودن شرايط زندگي كم بوده است ، قرنها بطور هماهنگ از منابع آب و خاك استفاده كرده اند و آب مورد نياز را از طروق مختلف به دست آورده اند و مسئله كمبود آن مطرح نبوده و مسئله اصلي روش هاي بهره برداري از آن بوده است . اما در عصر حاضر از يك طرف كمبود آب قابل استفاده و از طرف ديگر افزايش رشد جمعيت و مصرف آب و از همه مهمتر بالا رفتن سطح زندگي و ماشيني و صنعتي شدن و رشد تكنولوژي مسئله نياز به آب و كمبود آن رابيش از پيش مطر ح مي سازد :
مسائل شناخت آبهاي سطحي :
براي جلوگيري از هدر رفتن آبهاي سطحي و خسارات ناشي از آنها دو كار زير بنايي عبارت است از :
1- تأمين نيروي انساني
2 - تأسيس ايستگاههاي اندازه گيري آب و آمار برداري مرتب از آنها
امروزه هيچ طرح عمراني و زير بنايي بدون استفاده از آمار در زمينه هاي مختلف امكان پذير نمي باشد . لذا آمار مورد استفاده بايد دقيق و داراي قابليت اعتماد باشد و همچجنين تعداد سالهاي آماري نيز زياد باشد .
ايستگاههاي اندازه گيري دبي رو دخانه ها در ايران از سال 1325 تأسيس شده اند اما تعداد آنها كم بوده و طول دوره آماري آنها با توجه به سال تأسيس كوتاه مي باشد اما در كشور هاي پيشرفته طول دوره آماري به بيش از 150 سال مي رسد . در كشور ما تهداد ايستگاههاي كه داراي آمار بيش از 50 سال مي باشند بسيا ركم است و تنها شامل ايستگاههايي است كه بر روي رودخانه هاي جاجرود ، لار و گلپايگانو يكي دو رودخانه ديگر است ، مي باشد. امروزه در سطح كشور ايستگاههاي اندازه گيري دبي آب زياد بوده ودر حال گسترش مي باشد.
نه تنها تعداد ايستگاهها و طول دوره آماري مهم است بلكه تععن دقيق ايستگاههاي هيدرومتري اهميت زيادي دارد كه حتما بايد توسط متخصصان اين امر تععن شود .
واقعيت مفهوم بارورسازي ديناميكي عبارت است از بارورسازي ابرهاي ابر سرد با مقادير كافي هسته يخ يا خنك كننده به منظور انجماد سريع ابر،به علت بارورسازي،آب مايع ابر سرد به ذرات يخ تبديل مي شود،گرماي نهان را آزاد مي كند.و شناوري را افزايش داده و بدين طريق حركت صعودي ابر را تقويت مي كند.در شرايط مناسب باعث رشد بيشتر ابر بخار آب بيشتر و بازده بيشتر بارندگي مي شود.علاوه بر آن ،ايجاد بارندگي ممكن است سبب حركت نزولي شديدتر و فعل و انفعال با محيط همرفت فعال تري را ايجاد كند.
مفهومم بارورسازي ديناميكي اولين بار توسط سيمپسون در 1967 محك زده شد.فرضيه زنجيره وقايع در اين آزمايشهاي اوليه توسط وودلي و همكاران در 1982 تشريح و خلاصه شد.تعداد كمي از مراحل فرض شده در زنجيره وقايع در آزمايشهاي گذشته بررسي يا تاييد و توسط مدلهاي عددي اثبات شده است.مشاهدات تجربي ،انجماد سريع ابرهاي بارور شده را نشان داده اند و شواهدي دال بر رشد ابر به ارتفاعات بالاتردر نتيجه بارورسازي ديناميكي ارائه گرديده است بدليل مشكل اندازه گيري و مستند كردن زنجيره واكنش هاي فرضي،آزمايشات اوليه شامل آزمايش FACE-1 و FACE-2 در زمره آزمايشات نوع جعبه سياه قرار گرفته است.
بعد از برخي نتايج دلگرم كننده اوليه،اين مفهوم در بسياري از پروژه ها بررسي شده است.نتايج آزمايشهاي تگزاس نشان داد كه بارورسازي با يديد نقره ارتفاع ابر را تا حدود 7% نواحي را تا 43% افزايش داد.با وجود اين نتايج دلگرم كننده ،آنها سوالات جديدي را نيز مطرح كردند.افزايش در ارتفاع قله ابر بطور قابل توجهي كمتر از فرضيه هاي اصلي يا يافت شده در آزمايشهاي اوليه مي باشد.
در واكنش به اين يافته ها فرضيه اوليه به منظور توضيح عدم افزايش در ارتفاع قله ابرهاي بارور شده را تعديل كردند.زماني كه يك ابر بارور نشده بتواند 5 مرحله شامل مرحله رشد كومه اي،مرحله باران ابر سرد ،مرحله بارندگي قله ابر ،مرحله حركت نزولي و مرحله پراكندگي طي كند،ابرهاي بارور شده چندين مرحله بيشتر سپري مي كنند.دو مرحله اول همان مراحل قبلي هستند،مرحله سوم اثرات اوليه بارورسازي را بروز مي دهد،و مرحله يخي شدن نام دارد.اين مرحله همچنين شامل انجماد قطرات باران است كه بعدا منجر به مرحله تخليه مي شود.
ادامه مراحل بعدي شامل مرحله نزول و ادغام،مرحله كومولونيمبوس رشد يافته و در پايان مرحله همرفتي پيچيده است.در مواردي كه شناوري در مرحله يخي شدن نتواند آب را حمل كند پراكندگي رخ مي دهد.
رزنفلد و وودلي در سال 1993 تعديلهايي براي مدل مفهومي كه در برگيرنده توجه بيشتر به فرايندهاي خرد فيزيكي بود،پيشنهاد كردند. مدل مفهومي تعديل شده مشتمل بر توليد و حمل جرم بارندگي بيشتر در منطقه بارور شده و بالاي آن است كه مهلت بيشتري براي توسعه مداوم ابر فراهم مي شود. در مرحله بعد تخليه جرم افزوده يافته باعث افزايش حركت نزولي و بارندگي شده در حاليكه همزمان مهلت رشد اضافي در ناحيه اي كه مقداري از گرماي نهان رها شده قبلي را حفظ مي كند فراهم مي شود.اين مفهوم تعديل شده فرض مي كند كه وجود قطرات بزرگي تعديل شده فرض مي كند كه وجود قطرات بزرگي تبديل سريع آب ابرسرد به يخ را در ابر سهولت مي بخشد.
با وجوديكه اين مدل مفهومي پذيرفتني است و زنجيره منطقي وقايع در افزايش بارندگي را ارائه مي كند،به علت اينكه بسياري از مراحل در زنجيره براي اندازه گيري خيلي مشكل است،اين مدل مفهومي بسيار پيچيده مي باشد.اگر يك ارتباط در فرايند نادرست باشد،رديابي اثرات بارورسازي بسيارمشكل خواهد بود.بويژه در ابرهاهمرفتي كه بطور طبيعي تغيير پذيري زيادي رانشان مي دهند.آزمايشهاي متمركز براي جمع آوري اطلاعات همانند مطالعات مدلسازي براي اثبات و حمايت اين فرضيه مورد نياز است.
با وجود اينكه افزايش بارندگي از ابرهاي منفرد در يك مقياس محدود مستند شده اند ولي شواهدي دال بر تاثير بر روي بارندگي منطقه مستند نشده است بنابراين اين روش براي افزايش بارندگي به منظور تامين منابع آب هنوز بصورت يك فن آوري اثبات نشده باقي مانده است.
بارورسازي ابر گرم اصطلاح ( بارورسازي جاذب الرطوبه) بسته به طراحي آزمايش ،نوع ماده بارورسازي مورد استفاده و نوع ابري كه مورد آزمايش بوده است،معاني كمي مختلف از ابتدا بخود گرفت.در تمام موارد ،هدف نهايي افزايش بارندگي توسط عواملي مي باشد كه فرآيند هماميزي را افزايش دهد.وارد كردن مستقيم اندازه مناسبي از CCN كه بتواند به عنوان نطفه هاي مصنوعي قطره باران مصنوعي عمل كند با استفاده از اسپد هاي آب ،محلولهاي نمكي رقيق ،يا نمكهاي پودر شده رايج ترين تكنيكهاي بارورسازي جاذب الرطوبه بودند كه در گذشته استفاده شدند.هدف اوليه وارد كردن نطفه هاي مصنوعي قطره باران (ذرات نمك با قطر بزرگتر از ?m 10 ) كوتاه كردن زمان عمل تعداد CCN در تعيين جمعيت اوليه قطركهاي ابر و بنابراين تسريع آغاز فرايند هماميزي است .اين مفهومم قبلا در برنامه هاي ايالات متحده و ساير كشورها استفاده گرديده است و هنوز در كشورهاي جنوب شرقي آسيا و هند مورد استفاده قرار مي گيرد با وجود اينكه اين فن آوري به طور گسترده در كشورهاي بسياري در جنوب شرقي آسيا استفاده شده است ،آزمايشهاي آماري گذشته با وجود اينكه بعضي از آنها حاكي از اثرات مثبت بوده اند عموما بدون نتيجه بوده اند.نتايج مشاهدات و مدلسازي در مورد اين كه تحت شرايط معين طيف اندازه قطره (نطفه هاي مصنوعي) باروري بهينه،بارندگي در بعضي از ابرها مي تواند افزايش يابد،حمايت هاي را جلب كرده ند.
نقاط ضعف اين رهيافت اين است كه مقدار زيادي نمك مورد نياز بوده و پخش نمك در نواحي در جريان ورودي به ابر مشكل مي باشد.علاوه بر آن ،آهنگ رشد ذرات به قطرات باران بايستي به خوبي با نيم رخ جريان بالا و هماهنگ باشد و گرنه رشد آنها كارا نخواهد بود اندازه قطره باروري بهينه تابع سرعت صعود و ضخامت ابر است و بستگي به روش تزريق مواد براي مثال از كف ابر يا نزديك به قله ابر دارد.فيرلي و چن در سال 1975 در يك مدلسازي دريافتند كه بارورسازي با نمك فقط مقدار كمي قطرات بزرگ بدون اينكه اثر قابل ملاحظه اي بر روي فرآيند بارندگي داشته باشند ايجاد مي كند.مگر اينكه خرد شدن قطره جهت افزايش واكنش زنجيره كه اثرات بارورسازي را افزايش دهد عمل كند.در حاليكه برخي از اثرات بارورسازي نسبت داده شده اند بارورسازي با مواد جاذب الرطوبه معمولا نسبت به بارورسازي با هسته هاي يخ جذابيت كمتري دارد .يانگ در 1996 نشان داد كه بيشتر مواد بارورسازي ممكن است هدر روند زيرا فقط بخش كوچكي از توده به اندازه قطره بارور بهينه نزديك است .در حاليكه در اكثر آزمايشهاي بارورسازي با مواد جاذبه الرطوبه با استفاده از اين روش ابرهاي بارور شده از طيف وسيعي از قطره هاي قطره بذر پاشي استفاده مي شود .اين امر مي تواند توضيح دهد كه چرا بارورسازي با مواد جاذبه الرطوبه با ذرات بزرگ نتايج بسيار متفاوتي را ايجاد كرده است.
منبع :www.semnanmet.ir
حتي با ميليون ها مورد اطلاعات مختلف و استفاده از مدرن ترين كامپيوتر ها، كارشناسان هواشناسي نمي توانند پيشگويي دقيقي در مورد وضعيت آب و هوا ارائه كنند. در اتمسفر زمين هرج ومرج برقرار است.
شما حتماً بارها در برابر اين پرسش قرار گرفته ايد كه وضعيت هوا فردا چگونه خواهد بود؟ آيا باران خواهد باريد؟ يا خورشيد درخشان خواهد بود؟ آيا بادي شديد خواهد وزيد يا نسيمي دل انگيز؟ پاسخ اين پرسش ها را هر روز در بخش پيش بيني هوا در همه جا، در اخبار راديو، تلويزيون، روزنامه ها و اينترنت مي توانيد بيابيد. اما اين پيشگويي ها چگونه انجام مي گيرند؟
محققان امور هواشناسي جديدترين اطلاعات واصله براي مثال درباره فشار هوا، وزش باد و دماي هوا را در ارتباط با يكديگر در نظر گرفته و محاسبه مي كنند و در پايان به عنوان نتايج كار خود مي توانند هواي چند ساعت و حتي چند روز آينده را پيشگويي كنند. اينگونه پيشگويي هوا كه از طريق محاسبه ارقام و اعداد مختلف با يكديگر به دست مي آيد، در سراسر جهان شيوه اي بسيار متداول است. اما بسياري از اوقات نيز غلط از آب در مي آيد. نه به اين خاطر كه متخصصان هواشناسي در كار خود سهل انگاري مي كنند بلكه به اين دليل كه در اصل، كل تغييرات هوا را نمي توان از قبل پيش بيني كرد.
دشواري هاي اين امر از همان آغاز اطلاعات جديدي هستند كه هر لحظه تغيير مي كنند بنابراين هميشه بايستي از يك رقم ميانگين در محاسبات استفاده شود. در حقيقت آب و هوا يك سيستم درهم و برهم است كه دائماً در تحول است و در آن همه عوامل به يكديگر ربط دارند. البته همه اين اتفاقات در اتمسفر زمين به صورت شناخته شده بر اساس قوانين فيزيكي رخ مي دهند اما تساوي هاي رياضي محاسبات اين تغيير و تحولات، در طي گذشت ساعات و روزها، نتايج دقيقي را در دسترس ما قرار نمي دهند. به ويژه زماني كه ارقام اوليه، غيردقيق بوده و تنها اطلاعات حاصله از تصاوير لحظه اي را بازتاب مي دهند.اعداد و ارقامي كه در ساعت 12 ظهر براي پيشگويي هوا در ساعت 15 به كار گرفته مي شوند، ممكن است تا ساعت 12 و نيم تغيير كرده و به اين ترتيب، پيشگويي قبلي را غيرقابل استفاده كنند. براي مثال در اداره هواشناسي آلمان تقريباً هر 3 ساعت يك بار، كامپيوترها با داده هاي جديد تغذيه مي شوند. به همين دليل، نتايج محاسبات آنها نيز، تنها مي توانند تقريباً درست باشند و يا اينكه كاملاً اشتباه از آب درآيند. در هر صورت صحت اين اخبار براي يك پيش بيني هواي 24 ساعته، تقريباً برابر با 90 درصد است.
هر روز حدود يك ميليون مورد اطلاعات مختلف، پيش از همه درباره فشار، رطوبت و دماي هوا و راجع به جهت و سرعت وزش باد، در اختيار كامپيوتر عظيم 10 ميليون يورويي اداره هواشناسي آلمان قرار داده مي شوند. اين اطلاعات، تنها از ايستگاه هاي هواشناسي داخل آلمان تهيه نمي شوند بلكه، همچنين از شبكه سراسري، متشكل از 37 هزار ايستگاه هواشناسي در كشتي ها، هواپيماها، چراغ هاي دريايي، بالون ها و ماهواره ها جمع آوري مي شوند. اطلاعات جديد، دائماً در حال انتقال به اداره هواشناسي ملي مربوطه هستند و از آنجا به مراكز بين المللي هواشناسي فرستاده مي شوند.
بدون اين اطلاعات كه از راه هاي دور مي رسند كامپيوتر فوق العاده اداره هواشناسي آلمان هم قادر نيست حتي يك پيشگويي هواي نسبتاً دقيق را براي آلمان ارائه كند. زيرا وضعيت آب و هواي آلمان اغلب بر فراز اقيانوس اطلس تعيين مي شود. به همين دليل وضعيت پيشگويي هوا براي دوره هاي ميان مدت و يا درازمدت، تنها از طريق اطلاعات تكميلي مناطق دور مي تواند انجام گيرد.با وجود همه توانايي هاي محاسباتي كامپيوتر اما، اين دستگاه قادر به تهيه يك نقشه هواشناسي، آنگونه كه ما آن را از روزنامه ها و يا اخبار تلويزيون مي شناسيم، نيست.زماني كه كامپيوتر، اطلاعات پيشگويي شده خود را ارائه مي دهد، تازه اين هنر كارشناسان هواشناسي است كه اين اطلاعات را ساده كرده، متمركز كرده و به اين ترتيب داده هاي مهمتر را برجسته نموده و از بقيه صرف نظر مي نمايند. در نتيجه تازه اينجاست كه، نقشه هاي هواشناسي به وجود مي آيند، كه معمولاً به ناحق در اخبار تنها در چند سطر انگشت شمار يادي از آنها مي شود.
اين زحمت بسيار، ارزش خود را دارد زيرا گذشته از آن كه پيشگويي هوا يكي از پرطرفدارترين بخش هاي اخبار روزانه است، براي بسياري از بخش هاي اقتصادي نيز از اهميت فراوان برخوردار است. هيچ هواپيمايي پرواز نمي كند و هيچ كشتي باري اي بندر را ترك نمي كند بدون اينكه قبلاً درباره چگونگي هوا مشورت شده باشد. كشاورزان مايلند بدانند كه چه زماني بايد به كشت بذرهاي خود بپردازند. تامين كنندگان انرژي، ميزان استفاده از الكتريسيته را در ارتباط با دماي هوا برآورد مي كنند و توليدكنندگان آب معدني و يخ توليدات خود را زماني افزايش مي دهند كه موجي از گرما در پيش روست. علاوه بر اين هر سال، بيش از 5000 هشدار درباره بدي آب و هوا از بروز وقايع ناگوار با مخارجي به ميزان ميلياردها يورو جلوگيري مي كنند.
DW-WORLD.DE
منبع :www.sharghnewspaper.com
اتمسفر زمين
بحثهائي كه تحت آن علم هواشناسي شكل مي گيرد و به راستي يكي از زيبا ترين وپيچيده ترين مكانيسم هاي طبيعي را مورد بررسي قرار ميدهد.
آنچه كه برروي اين كره خاكي حيات را مقدور ساخته است ارتباط بسيار منظم وتنگاتنگي ما بين اعضاي تشكيل دهنده اين پوشش با طبقات مختلف است.طبقاتي كه هر لايه آن وظيفه بسيار مهم وتعيين كننده اي در تشكيل و ادامه حيات داراست. به نحوي كه با حذف مجازي هر لايه ومحاسبات مربوط به آن دگرگوني ژرفي در ساير طبقات وبه تبع آن، تغيير كامل مكانيسم فعلي را سبب مي شود.در ديد اغلب افراد اهميت جو در لايه مجاور زمين است كه داراي اكسيژن كافي براي تنفس مي باشد.براي شكل گيري اين لايه كه موجودات در تماس مستقيم با آن مي باشندطبقات ديگر طبق چينش خاص خود با خصوصيات منحصر به فرد دخالت دارند كه در اين مشاركت با حذف هر كدام قطعا حيات به خطر جدي خواهد افتاد. گر چه جو به معناي واقعي يك سوسيال كامل است و هيچ جاي خالي در جو نمي توان يافت و كاملا فضا را به يك نسبت ويك شكل پوشش مي دهد اما در هر لايه تركيبات خاص از عناصر و ملوكولها با توجه به خصوصيات آن لايه قرار دارد.از ديدگاه مخابرات ماكروويو وابستگي ارسال تحت كانال هوا به پارامترهاي فيزيكي ،جاي پائي براي مطالعه وباز بيني دقيقي بر اين رويه ميطلبد. اهميت لايه هاي جو در مخابرات بدين سبب است كه محيط انتقال امواج الكترومغناطيس بوده و گاهي به عنوان Reflector مورد استفاده قرار ميگيرد ماهواره اي كه در مدار زمين قرار ميگيرد وتنها راه ارتباطي آن با زمين امواج راديوئي ميباشد، امواجي را دريافت ميدارد كه از اين لايه ها در شرايط مختلف جوي ودر زمانهاي مختلف فصلي وشبانه روزي عبور نموده است.دو مشخصه عمده امواج صرفنظر از نوع قطبي شدگي و اختلاف فاز ، دامنه موج و فركانس موج ميباشد.كه هرچه فركانس موج بالاتر رود نفوذ وانتشار آن در فاصله هاي بعيد بهتر صورت ميگيرد.اما اين دو كميت به چه نسبت وتا چه حدود افزايش يابند كه اولا اختلاف زيادي با سطح Optimize خود نداشته از طرف ديگر ارتباط به شكلي دائمي وجود داشته باشد.چرا كه طبق آنچه كه در ادامه توضيح داده خواهد شد جو تركيبي پيچيده از عوامل محدود كننده ميباشد كه بر اساس ماهيت فيزيكي منحصر به فرد خود در ارتباط با امواج راديوئي در طول شبانه روز رفتار متغييري از خود نشان ميدهد.
مختصري در خصوص اتمسفر زمين
فضاي بين اتمسفر زمين وسيارات منظومه شمسي خلا كامل نيست اگر چه چگالي مواد بين سيارات كم است اين فضا مقاديري گازهاي داغ وذرات گرد و غبار در بر دارد. مواد گازي موجود در اين نواحي را گاز بين سيارات مينامند زيرا اين گازها بين سيارات قرار دارند واغلب از پروتونها و الكترونها تشكيل شده اند و چگالي مولوكولي آن بسيار كم است.
مدار حركت زمين به دور خور شيد از فضاي بين سيارات ميگذرد وبه همين دليل با گازهاي بسيار رقيق بين سيارات ادغام مي شود.
جو از نظر عمودي ممكن است بنا به تركيبات ،عكس العملهاي شيميايي ، يونيزه شدن ، دما ، فشار وغيره برحسب ارتفاع طبقه بندي شود كه در اين بخش مختصري از خصوصيات اين طبقات شرح داده ميشود.از موارد بر شمرده شده يونيزه شدن از اهميت فوق العاده اي بر خوردار است.
به طور خلاصه ميتوان گفت كه جو از چهار لايه كاملا مشخص تروپوسفر ، استراتوسفر ،مزوسفر و ترموسفر تشكيل شده است.
دماهاي زياد نزديك سطح زمين ،در مجاورت استراتوپاز و ناحيه ترموسفر ديده ميشود.اين زياد بودن دما به تابش خورشيد و جذب آن مربوط است.بيشتر تابش خورشيدي توسط سطح زمين جذب ميشود.بنا بر اين تروپوسفر از ناحيه زيرين شروع به گرم شدن ميكند.تغييرات دما از سطح زمين با افزايش ارتفاع ، كاهش مي يابد و اين بدين سبب است كه از منبع گرمائي كه سطح زمين مي باشد دور ميشويم.بر عكس تروپوسفر ناحيه گرمائي استراتوسفر در بالاي آن قرار دارد واينجا همان نقطه اي است كه در آن شكل گيري اوزن و تجزيه ملوكولهاي اكسيژن صورت ميگيرد ودر اثر اين واكنش گرما ايجاد ميشود .با نزديك شدن به اين بخش چون به منبع گرمائي نزديك ميشويم تغييرات دما با افزايش ارتفاع افزايش مي يابد.در بخش بالاتر، مزوسفر قرار دارد كه در اينجا چگالي مولكولي كم ميشود وبا افزايش ارتفاع به دليل دور شدن از استراتوسفر كه منبع گرمائي ميباشد، دما به شدت نزول ميكند تا بخش بالاتر كه ترموسفر ناميده ميشود از اينجا به بعد دما باز هم افزايش مي يابدو توجيه آن خروج از حيطه زمين وكاسته شدن اثرات حرارتي آن ونزديك شدن به منبع اصلي گرما در منظومه شمسي مي باشد.از اينجا به بعد تغييرات دما سير صعودي دارد. در اتمسفر زمين تقريبا از ارتفاع 50 تا 500 كيلومتر يعني بخشهائي از مزوسفر و ترموسفر لايه هائي از گازهاي يونيزه به نام يونسفر وجود دارد.يونسفر از الكترونهاي آزاد و يونهاي مثبتي تشكيل ميشودكه با جذب تشعشع ماوراء بنفش خورشيد توسط اتمها ومولكولهاي اتمسفر بالائي ايجاد ميگردند.ذرات باردار در اين ناحيه توسط ميدان مغناطيسي زمين به دام مي افتند.خصوصيات اين لايه ها از نظر ارتفاع وچگالي يوني از طرفي به تركيبات مزوسفر و ترموسفر و از سوي ديگر به طبيعت تشعشعات خورشيدي و چگونگي چرخه لكه خورشيدي(Sunspot cycle) بستگي دارد.طوفانهاي خورشيدي كه در اثر انفجارات سطحي خورشيد به وجود مي آيندو از ميزان بسيار زياد انرژي آزاد شده آن تنها بخش بسيار كوچكي به زمين ميرسد نيز در اين مشخصه ها نقش اساسي دارند .از آنجائيكه اين انفجارات و تشعشعات پريوديك نبوده وميزان ومعياري براي تناوبي شدن آنها در فواصل كوتاه شبانه روز،فصلها وحتي سالها وجود ندارد پيش بيني مشخصه هاي چگالي يوني و ارتفاع توسعه يافته لايه يونسفر تقريبا غير ممكن ميباشد.لايه يونسفر با توجه به دارا بودن حالت يوني وپلاسما گونه اش به لايه پلاسما نيز شهرت دارد.از خصوصيات بارز اين لايه ايجاد شفق قطبي كه پديده اي نادر است رامي توان نام برد.اين پديده در اثر به دام افتادن ذرات باردار ويونها در ميدان مغناطيسي قوي موجود در قطبها مي باشد.در اين لايه چگالي الكترون ويون در لايه هاي يونيزه جداگانه اساسا يكسان است .وجه تسميه پلاسماي اين لايه بر اساس همين توازن چگالي الكترون و يون مي باشد.يونسفر نقش اصلي در انتشار امواج الكترومغناطيسي دارد واثرات مهمي بر ارتباطات راه دور را داراست.از آنجائيكه جرم الكترونها نسبت به يونهاي مثبت بسيار سبكتر است توسط ميدانهاي الكتريكي امواج الكترومغناطيس گذرنده بيشتر شتاب مي يابند.در تحليل ارائه شده بر اساس اين واقعيت از شتاب يونها صرفنظر شده و لابه يونسفر به عنوان يك گاز الكترون آزاد Free electron gas در نظر گرفته شده است.
منبع :pooryia.persianblog.com
Cheng الكترومغناطيس و ميدان امواج
Meteorology jurnal 1994-1995
Radio Meteorology
نقش هواشناسي در فعاليتهاي فرهنگي اقتصادي و اجتماعي
در اين مقاله سعي شده بخشي از تأثيرات اطلاعات هواشناسي در امر توسعة اقتصادي و اجتماعي جوامع در حد بسيار مختصر بيان شود .
هواشناسي و توريسم :
هر گردشگري علاقه مند به دانستن وضعيت آب و هوايي منطقة مورد نظر قبل از مسافرت مي باشد و هواشناسي مي تواند اين اطلاعات مورد نياز را در اختيار گردشگران و نيز مسؤولان مناطق توريستي براي برنامه ريزي هاي لازم قرار دهد .
هواشناسي و كشاورزي :
امر كاشت ، داشت و برداشت محصولات كشاورزي بدون در نظر گرفتن پارامترهاي هواشناسي داراي بازده اندك و همراه با خسارت احتمالي زياد است . هواشناسي علاوه بر تحقيقات در مورد سازگاري گونه هاي مختلف گياهي با آب و هوا در تعيين مناسب ترين زمان كاشت ، داشت و برداشت محصول ، سمپاشي ـ كوددهي و آبياري و كاهش خسارت جوي بويژه سرمازدگي و پيش بيني آفات گياهي مي تواند مسؤولان و كشاورزان را ياري دهد .
هواشناسي و بهداشت عمومي :
تغييرات ناگهاني دماي هوا نظير سرد شدن و گرم شدن ناگهاني و نيز افزايش آلودگي شهرهاي بزرگ در نتيجة پديدة وارونگي دما و ديگر پديده هاي جوي منجر به گسترش بعضي از بيماريها و بروز خطرات جاني و ضررهاي مادي شهروندان مي گردد ، هواشناسي مي تواند با آگاهي دادن به موقع به مردم و مسؤولان اين آسيبها را تا حد زيادي كاهش دهد .
هواشناسي و انرژيهاي نو :
آلودگيهاي ناشي از استفادة بي رويه از سوختهاي فسيلي از يكسو و اتمام منابع چنين سوختها در آيندة نه چندان دور از سوي ديگر استفاده از انرژيهاي نو نظير انرژي باد ، انرژي حاصل از امواج دريا ن نظاير آنها را
اجتناب ناپذير مي سازد و استفادة بهينه از چنين انرژي هايي مستلزم اطلاعات آب و هوايي طولاني مي باشد و اطلاعات حاصل از ايستگاه و دانش هواشناسي مي تواند دستيابي به چنين انرژيها را تسهيل نمايد .
هواشناسي و كاهش بلايا :
بسياري از بلاياي غير مترقبه نظير سيل و طوفان ، آلودگي شديد هوا و سرمازدگي ، احتراق جنگلها و … ناشي از عوامل جوي است كه به كمك اطلاعات و آمار هواشناسي و نيز پيش بيني به موقع پديده هاي مخرب جوي مي توان خسارات مادي و جاني از اين حوادث را به حداقل رسانيد .
هواشناسي و هوانوردي :
صعود و فرود هواپيماها در فرودگاههاي مبدأ و مقصد و نيز حركت هرگونه هواپيمايي در آسمان بدون در دست بودن اطلاعات جوي اعم از اطلاعات به موقع و نيز پيش بيني هواي مسير پرواز و فرودگاهها عملاً غير ممكن است و در دسترس نبودن اين اطلاعات مي تواند به سوانح هوايي منجر شود بدين جهت در كليه فرودگاهها وجود هواشناسي سينوپتيك و در فرودگاههاي اصلي علاوه بر ايستگاه ، وجود مركز پيش بيني هواشناسي ضروري است .
هواشناسي و ترابري دريايي :
امروزه كشتيهاي بزرگ و كوچك زيادي در بندرگاهها متوقف و يا در اقيانوسها و درياها مشغول حمل بار و مسافر مي باشد و همينطور كشتيها و قايق هاي ماهيگيري زيادي در درياهاي دور و نزديك كشورها مشغول فعاليتند ، وقوع طوفانهاي دريايي و ديگر شرايط جوي نامساعد خطر دائمي براي كشتيها و مسافرين و محمولة آنها مي باشد . اطلاعات جوي به موقع و ضدور پيش بيني هاي لازم مهمترين عامل براي كاهش خسارات مالي و جاني بويژه در مورد ماهيگيران و قايقهاي تفريحي و امور كشتيراني مي باشد .
هواشناسي و ترابري جاده اي :
تهيه اطلاعات جوّي لازم در مورد وضعيت جاده ها براي تسهيل در امر ترابري جاده ها كاهش خسارات احتمالي و نيز آسايش مسافرين امر ضروري مي باشد . اين امر بويژه در فصل سرما در مناطق كوهستاني كه جاده هاي آن برف گير ، بهمن خيز و لغزنده مي باشد از اهميت بيشتري برخوردار است . صدور اطلاعات و پيش آگاهي هاي لازم براي مسئولان و مردم ضمن تسهيل در امر رفت و آمد خسارات جاني و مالي حوادث جاده اي را در حد قابل توجهي پايين مي آورد .
هواشناسي و ورزش :
هر ورزشي نيازمند آب و هواي خاص است در ورزشهاي زمستاني نظير اسكي ، برفي بودن هوا ، در موج سواري طوفاني بودن دريا و در ورزشهايي نظير فوتبال و دو ميداني صافي و آرامش هوا نقش دارند . وجود فشار هوا و ارتفاع و تنوع آب و هوا تاثير فيزيكي خاص بر روي ورزشكاران دارد كه با سازگاري مي تواند ورزشكار را
آماده رقابت نمايد و هواشناس مي تواند با دادن اطلاعات جوّي و پيش آگاهي هاي لازم ورزشكاران و مسئولان ورزشي و تماشاگران را در انجام بهتر فعاليتهاي ورزشي ياري دهد .هواشناسي و شهر سازي :
بسياري از شهرها كه بدون توجه به اطلاعات اقليمي ساخته شده يا گسترش يافته اند بطوري كه مشكلاتي نظير آلودگي هوا ، تامين آب مورد نياز و سيل خيز بودن منطقه و نظاير اينها كه جملگي ناشي از عوامل جوي و اقليمي مي باشند در رنجند ، تنوع اقليمي در ساخت و ساز اماكن و ساختمان و نوع گرم و سرد نمودن آنها با هوا شناسي رابطه مستقيم دارد ، استفاده از اطلاعات و آمار هواشناسي در طراحي و احداث شهرهاي جديد و نيز توسعه شهرهاي قديمي مي تواند اين عوارض را به حداقل برساند .
هواشناسي و صنعت :
بسياري از صنايع موجب آلودگي هستند و احتياج به مكان مناسب براي استقرار دارند بعضي از صنايع به عناصر جوي نظير رطوبت و دما حساسند و حتي بعضي از صنايع داروسازي احتياج به هواي تميز و عاري از آلودگي دارند و لذا ايجاد و گسترش هر گونه صنعتي احتياج به اطلاعات هواشناسي دارد و داده هاي هواشناسي مي تواند با تعيين مكان مناسب ، ماشين آلات مناسب و صنايع مناسب براي هر ناحيه اي ضمن بالا بردن راندمان توليد ، خسارات احتمالي اين صنايع را به حداقل كاهش دهد .
هواشناسي و توسعه پايدار :
با توجه به مطالب ذكر شده ايجاد هرگونه تاسيسات زير بنايي نظير احداث سد و جاده ، راه آهن و احداث فرودگاهها و بنادر و شبكه هاي آبياري ، حفظ منابع آب و خاك ، حفاظت جنگلها و منابع طبيعي ، حفظ محيط زيست ، جلوگيري از آلودگي هوا ، دسترسي به انرژي هاي سالم و ارزان ، توسعه منابع غذايي و در يك جمله تمام عوامل لازم براي دست يافتن به توسعه پايدار داشتن اطلاعات و آمار و داده هاي هواشناسي و دسترسي و استفاده بهينه از اين اطلاعات و كاربردي نمودن آن مي باشد .
|
عنوان مطلب : |
تغيير اقليم |
|
نوع فايل : |
[ PDF ] |
|
اندازه فايل : |
88 KB |
|
لغات كليدي : |
تغيير اقليم هواشناسي جو |
پيش بيني مسير حركت چرخندهاي حاره اي
هر سال در مناطق حاره ، طوفان هاي مخرب و سهمگيني رخ مي دهند كه علاوه بر اين كه جان ميليون ها انسان را در مناطق حاره و جنب حاره به مخاطره مي اندازند ، با خسارات مالي فراواني نيز همراه مي باشند . دو دسته عمده از اين طوفان ها ، هاريكانها با پهناي ميانگين 600 كيلومتر و تورنادوها با قطر تقريبي 4/1كيلومتر هستند .
پيش بيني مسير حركت و خصوصيات اين چرخندها بهويژه در مناطق حاره بخش مهمي از پژوهش ها و تحقيقات دانشمندان را تشكيل مي دهد . به اين منظور به جز روشهاي شناخته شده سنجش از دور همچون تصاوير ماهواره ها و رادارها ، اخيراً مدل هاي پيشبيني عددي هم در پيش بيني توسعه و مسير حركت اين چرخندها از موفقيت هاي چشمگيري برخوردار گرديده اند . به عنوان نمونه ميتوان از مدل هايي نام برد كه توسط كريشنامورتي و همكارانش در دانشگاه فلوريدا مورد مطالعه قرار گرفته و به نتايج رضايت بخشي هم منجر شده است . اين مدل ها ، از نوع مدل هاي طيفي در مقياس هاي منطقه اي و جهاني هستند و از قدرت تفكيك بسيار بالايي نيز برخوردار مي باشند .
از اين مدل ها در مسير حركت ، تقويت ، برخورد به خشكي و نحوه برگشت زني تعدادي از چرخندهاي حاره اي ( هاريكن ها و تورنادوها ) در حوزه هاي مختلف اقيانوسي استفاده شده و دقت و جامعيت آنها در توصيف رفتارهاي ديناميكي و فيزيكي اين توفان ها به اثبات رسيده است . يكي از جنبه هاي بديع اين مدلها استفاده از آغازگريهاي فيزيكي براي تعيين آهنگ بارش است كه به كمك يك سري از آغازگريهاي فيزيكي معكوس در حالتي مشابه انجام مي شود . نكته اساسي در طراحي اين مدل ها ، تعيين ترازهاي محاسباتي در راستاي قائم است كه به فاصله چند ده متر از هم فاصله دارند . مسأله ديگر لحاظ كردن اثر ابرهاي كومه اي و پوشني كومه اي كم ارتفاع در محيط يك چرخند حاره اي است كه نقش اساسي در تجديد ناپايداري مشروط هواي در حال درون شارش ، ايفا مي كنند ، اين ناپايداري ها ، به درون ناحيه باران زاي طوفان ، جايي كه همرفت عميق ناپايداري مشروط را از بين مي برد ، تغذيه مي شود . با به كارگيري الگوريتم هاي مختلف انتقال تابشي گرما از ابرها ، ديده شده كه سرمايِش شديد قله ابرها ( از طريق تابش طول موج بلند ) براي تجديد ناپايداري و دوام چرخنده حاره اي در پيش بيني هاي ميان مدت ، امري حياتي مي باشد . از سوي ديگر به منظور افزايش دقت اين مدل ها در پيش بيني طوفان هاي حاره اي ، تصحيح آماري توابع رطوبت و گرما در طرحواره قديمي تر « كيو » ضروري است . اين تصحيحات به منظور پارامتر سازي كومه اي ، ميزان گرمايشهاي بزرگي را كه در طوفان روي مي دهد محاسبه كرده و بدين ترتيب ما را درك چگونگي شكلگيري و پيشبيني مسير حركت طوفان ياري مي نمايند . به طور كلي مي توان ويژگي هاي برجسته اين مدل ها را به شرح زير عنوان نمود :
1 ـ متغيرهاي مستقل معادلات مدل ، X، Y ، σ و t هستند .
2 ـ متغيرهاي وابسته مدل ، تاوايي ، واگرايي ، فشار سطح زمين ، سرعت قائم ، دما و رطوبت است .
3 ـ قدرت تفكيك افقي مدل معادل 170 موج مثلثي است .
4 ـ تعداد لايه هاي مدل در راستاي قائم 15 لايه است كه بين ترازهاي 10 تا 1000 هكتو پاسكال تعريف ميشوند .
5 ـ از طرحواره تفاضل متناهي زماني نيمه ضمني استفاده مي شود .
6 ـ در راستاي قائم از طرحواره تفاضل مركزي براي تمام متغيرها استفاده مي شود به جز رطوبت كه از طرحواره تفاضلي جريان سو تعيين مي شود .
7 ـ معادله بخش افقي مدل از مرتبه چهار است .
8 ـ از روش پارامترسازي كومه اي نوع « كيو » استفاده مي شود .
9 ـ در مدل اثر همرفت كم عمق لحاظ مي شود .
10 ـ تنظيم همرفتي خشك در مدل به كار رفته است .
11 ـ فرآيند ميعان در بزرگ مقياس منظور مي شود.
12 ـ شارهاي سطحي با استفاده از نظريه شباهتي محاسبه مي شوند .
13 ـ توزيع قائم شارها به كمك معادله پخش كه در آن ضريب تبديل ، تابعي از عدد بي بعد ريچارسون هستند ، تعيين مي شود .
14 ـ چرخه روزانه مورد بررسي قرار مي گيرد .
15 ـ براي محاسبه انتقال تابشي گرما از ابرهاي ترازهاي بالا ، تراز متوسط و تراز پايين از طريق پارامترسازي رطوبت نسبي آستانه عمل ميشود .
16 ـ تعادل انرژي سطحي بر اساس نظريه شباهتي محاسبه مي گردد .
18 ـ آغازگري هاي فيزيكي در مدل لحاظ ميشوند .
منبع : خبرنامه شاره
احتمال وقوع ال نينيو در سال جاري
ريچارد بلك
به گفته مركز پيشبيني شرايط جوي در آمريكا پديده ال نينيو امسال ممكن است بار ديگر واقع شود.
اين آژانس دولتي مي گويد تغييراتي را در ميزان درجه حرارت آب هاي اقيانوس آرام كه پيش درآمد ال نينيو است رديابي كرده است.
با اين حال ساير اقليم شناسان اخطار مي دهند كه هنوز قضاوت قطعي در مورد بروز اين پديده در سال جاري زود است چرا كه شرايط حاكم بر اقيانوس آرام امسال به شدت متغير بوده است.
ال نينيوي هفت سال قبل باعث از ميان رفتن محصولات زراعي و جاري شدن سيل در سراسر جهان شد و ميلياردها دلار خسارت به بار آورد.
اين پديده معمولا هر هفت سال يك بار روي مي دهد.
آخرين مورد آن در سال هاي 1997 و 1998 روي داد، بنابراين به گفته يك اقليم شناس برجسته بريتانيايي "اكنون نوبت ال نينيوي بعدي است."
مركز پيشبيني شرايط جوي در آمريكا مي گويد با توجه به مشاهدات انجام شده در اقيانوس آرام احتمال وقوع ال نينيو در سال جاري 50 درصد است.
برخي از دانشمندان با تحليل هاي آمريكا موافقند، اما سايرين مي گويند كه هنوز نمي توان در اين مورد قضاوت كرد. در اين كه آغاز وقوع ال نينيو در چنين مقطع ديرهنگامي از سال غيرعادي ات شكي نيست.
به شدت متغير
نخستين علائم ال نينيو معمولا در ماه هاي آوريل يا مه ظاهر مي شود و اقليم شناسان مي گويند كه شرايط اقيانوس آرام امسال شديدا متغير بوده است كه پيشبيني هاي قطعي را مشكل مي سازد.
ال نينيو داراي الگوي مشخصي است و هر بار با افزايش غيرعادي دما در آب هاي اقيانوس آرام آغاز مي شود، اما در مراحل بعدي بر آب و هواي كليه مناطق استوايي تاثير مي گذارد.
ال نينيوي هفت سال قبل محصولات زراعي را در آفريقا و آسيا تخريب كرد و باعث جاري شدن سيل در سواحل غربي قاره آمريكا شد.
كارشناسان كشاورزي در شرق آسيا و استراليا از هم اكنون هشدار مي دهند در صورت وقوع ال نينيو خسارات گسترده اي به محصولات زراعي وارد خواهد شد.
هواشناسي سينوپتيكي
در پديدههاي هواشناسي كه در مقياس سينوپتيكي رخ ميدهد، بررسي وضعيت جوي مناطق خيلي وسيعي كه حتي در بعضي حالات تمام نيمكره زمين را در بر ميگيرد لازم و ضروري است. در اين زمينه از هواشناسي بيشترين بهره گيري از نقشههاي سينوپتيكي انجام ميشود. |
شبكه ايستگاههاي ديده باني
براي رفع احتياجات پيش بيني هواشناسي ، شبكه ايستگاههاي ديده باني تأسيس شده است، كه قسمتهاي زيادي از سطح زمين را در بر ميگيرد. براي مطالعه وضعيت جوي در مقياس سينوپتيكي لازم است كه ديده بانيهاي از ايستگاههاي هواشناسي به تعداد زياد ، بطور همزمان و در فواصل زماني منظم دريافت شوند. اين ايستگاهها ممكن است در روي خشكي بيش از 100 كيلومتر از همديگر فاصله داشته باشند، ولي در روي اقيانوسها اين فاصله به مراتب خيلي بيشتر است. با روش سينوپتيكي تنها الگوهاي كلي بدست ميآيند، ولي بيشتر الگوهايي كه مورد توجه است از فواصل بين ايستگاهها به مراتب بزرگتر است. موفقيت اين روش به مهارت ديده بانان در تهيه گزارشات به موقع و معرف شرايط دقيق جوي بستگي دارد.انواع نقشههاي سينوپتيكي
تنها راه پيگيري وضعيت جوي در روي مناطق بسيار وسيع از سطح كره زمين ثبت اين اطلاعت در روي نقشهاي خلاصه ميباشد. بعضي از عوامل وضعيت جوي را ميتوان با مقادير عددي بيان كرد و آنها را بصورت اعداد پلات نمود. اين عوامل شامل فشار ، درجه حرارت ، درجه حرارت نقطه اشباع و غيره است. براي ساير عوامل جوي نظير ابر و انواع ريزشهاي جوي علائم قراردادي بكار ميرود. چنين نقشهاي براي زمان و منطقه مشخصي "نقشه سينوپتيك" ناميده ميشود. اين نقشهها در سطح زمين بر مبناي ديدهبانيهاي هواشناسي ديدهبانان در سطح زمين با استفاده از ادوات سطح زمين پايه گذاري ميشود. |
تودههاي هوا
معمولا نقشههاي سينوپتيكي مناطق وسيعي مشخص ميكند كه در آنها هوا داراي خصوصيات مشابهي است. چنين جرمي از هوا سطح به سطح از نظر درجه حرارت و محتواي رطوبت در فواصل افقي زيادي يكسان است، اين جرم عظيم از هوا را توده هوا مينامند. قسمتي از سطح كره زمين كه در آن توده هوايي استقرار مييابد و به تدريج خصوصيات ويژه آن سطح را دريافت ميدارد، منبع توده هوا ناميده ميشود.جبههها
در فاصله بين دو توده هوا منطقهاي بنام منطقه انتقال وجود دارد. در اين منطقه مشخصههاي يك توده هوا بتدريج به مشخصههاي توده ديگر تغيير مييابد. اين ناحيه را منطقه جبههاي مينامند. اغلب كلمه جبهه براي توصيف چنين ناحيهاي بر روي نقشههاي سينوپتيك بكار ميرود. هيچ دو جبههاي كاملا شبيه به هم نيستند. |
كم فشارهاي جبههاي
قطاع گرم مختلط در كم فشارها از مشخصههاي نسبتا عادي نقشههاي سينوپتيكي در نواحي برون حارهاي ميباشد. لكن موج كم فشار ايده آل بايستي صرفا به عنوان مدل در نظر گرفته شود. در عمل هيچ دو كم فشار جبههاي دقيقا مشابه يكديگر نيستند، اگر چه اكثرا آنها داراي بعضي از خصوصيات اين نوع مدل هستند.اثرات كوهستان بر روي كم فشارهاي جبههاي
جبهههاي همراه با كم فشارهاي جبهه اي ممكن است بطور قابل ملاحظهاي توسط تاثير كوهستانها تعديل شوند. به ويژه تمايل به ضعيف شدن بادها و صافي آسمان وضعيتي است كه در پشت موانع كوهستاني باعث تعديل تودههاي هوا ميشود. بنابراين در فصل تابستان هوا در طرف پشت كوهستان تمايل دارد گرمتر از هواي نواحي مجاور خود باشد. برعكس در فصل زمستان در همين ناحيه هوا نسبت به هواي اطراف خود سردتر است. بدين ترتيب تودههاي هوايي جديد و محلي بدين شكل بوجود ميآيند. به هر صورت هر مانع كوهستاني بر حركت جبهه اثر ميگذارد.كم فشارهاي بدون جبهه
كم فشارهاي بدون جبهه بطور اصلي بر دو نوع كم فشارهاي حرارتي و كم فشارهاي كوهستاني تقسيم ميشوند. كم فشارهاي حرارتي همراه با گرم شدن سطح زمين يا ناپايداري عمودي ميباشند و حال آنكه كم فشارهاي كوهستاني در پشت دامنههاي كوهستاني تشكيل ميشوند. لايههاي جو نزديك سطح زمين در معرض نامساوي گرم شدن قرار ميگيرند، اين موضوع به مقدار زياد به توزيع نواحي خشكي و دريا مربوط ميشود و در نتيجه نواحي گرمتر تمايل دارند جزء مناطق كم فشار باشند.
منبع: دانشنامه رشد


كه افزایش ناگهانی سطح آب دریاها میتواند همانند سونامی سه سال پیش در آسیا فاجعه بیافریند.
رييس پژوهشكده ملي اقليمشناسي گفت: ايجاد مدلهاي رقومي بارورسازي ابرها، انجام تحقيقات آزمايشگاهي مرتبط با هواشناسي فيزيكي و تعديل آب و هوا نيز از برنامههاي اين پژوهشكده ميباشند.
حل مسئله اي مرموز و دريافت اطلاعات جديدي درخصوص گرمايش زمين دست يابند.
به گفته دانشمندان مرکز مطالعات قطب جنوب کشور انگليس، جديدترين مغزه هاي حفاري شده در يخ هاي قطب جنوب شاهدي براي دانشمندان براي تغييرات اقليم کره زمين در طول زمان هستند.


هواشناسی جهان در سال ۲۰۰۱ و پدر علم جغرافیا و هواشناسی ایران . 