امروز بالاخره طلسم دفاع بچه هاي اقليم ورودي۸۶ مان شكسته شد و اولين دفاع را با پايان نامه مهندس روشني آغاز نموديم . او درباره مكان يابي صنايع در استان همدان بر اساس داده هاي اقليمي بوسيله جي آي اس جو بود. جلسه به خاطر حضور رئيس دانشكده كه داور پايان نامه بود قدري سنگين بود. ظاهراً همه هول كرده بودند. هيچكس عكس العمل دكتر لشكري را حدس نمي زد. ولي بخاطر حرف و حديث هايي كه قبلا بچه هاي كلاس ما با ايشان داشتند و وي نيز خاطره خوبي از ما نداشت و به نوعي از بچه هاي ما ناراضي بود، نگران بوديم كه اينجا بچه هاي ما را خفت كند . احمد روشني نيز طفلكي براي دفاع عجله داشت و شد پيشمرگ ما! بعد از ارائه احمد، بعد از تعارفات معمول، دكتر لشكري با دو سوال طفلكي را حسابي چلوند. به نقشه ها مخصوصاً نقشه دماي منطقه همدان ايراد گرفت كه اصلاً آنرا قبول نداشت. و همچنين بحث آخر پايان نامه كه مربوط به تغيير اقليم بود را گفت كه نيازي به ارائه آن نبود. او مثال ميمون را آورد كه چون كسي خوشش اومد نبايد در پايان نامه اش بياورد.آخه احمد هم گفت اين علاقه من بود و شايد ارتباطي با فرضيات نداشته باشد. مثالي كه اساتيد راهنما و مشاورين را حسابي ناراحت كرد و ولي موقع پاسخگوئي اساتيد راهنما و مشاورين ، دكتر لشكري نبود . او وسط جلسه نمره اش را داده بود و رفت. و همه سركار بوديم.

دكتر براتي نيز ايرادات خوبي گرفت و زياد هم بود. ولي با لحن بسيار خوب كه دل او را نرنجاند.

بعد از پايان جلسه با اعلام نمره همه شوكه شديم. بالاخره دكتر لشكري كار خودش را كرد . خانم پرك حسابي جوش آورد و نتوانست جلويش را بگيرد .همه اساتيد ناراحت بودند. بيشتر آنها از مثال ميمون حسابي ناراحت و دلخور بودند . دكتر خالدي كه داغ كرده بود . اين مطلب را توهين به اساتيد مي دانست.

بالاخره هر چي بود تمام شد. متاًسفانه اولين دفاع بد تموم شد و همه ترسيده بودند كه نكند اين بلا سرشان بيايد.